مذاکره با طالبان و چالش های فراوری صلح در افغانستان

٧ جدی (دی) ١٣٩١

بیان رخداد:

در هفته های گذشته اخبار و گزراشهایی در مورد جدی تر شدن توجه به روند صلح افغانستان با مشارکت طالبان و گروه های جریان افراط ( که در این نوشتار از آنها به نام طالبان یاد میشود) شنیده شده است، اما با وجود تلاش ها و توجه دولت افغانستان همچنان چالشهای گسترده ای فراروی راه صلح با مشارکت طالبان در افغانستان وجود دارد. چالش های که هر یک می تواند روند هر مذاکرات را ناکام کند. در این نوشتار تلاش میشود تا به چالش های عمده فراوری صلح با طالبان و آینده این امر پرداخته شود:

 

تحلیل رخداد:

دولت افغانستان و اهداف از نقشه راه صلح با طالبان:

در گذشته کرزای از این که طالبان نشانی مشخصی نداشت تا به گونه مستقیم به آنها مراجعه کند ابراز نارضایتی کرده است. اما اکنون دولت افغانستان تلاش​های خود در مذاکرات صلح را در راستای تامین منافع ملی دولت و ملت افغانستان ارزیابی می کند و به تازگی، رییس جمهور کرزای ضمن از هر تلاشی که منجر به برقراری صلح و ثبات در کشور شود حمایت کرد. از این دیدگاه چون نیروهای خارجی مستقر در افغانستان واگذاری مسئولیت های امنیتی را به نیروهای نظامی و پلیس افغان شروع کرده اند و قرار است تا پایان سال ۲۰۱۴ تکمیل شود مهمترین فرصت برای دستیابی به توافق با طالبان است. بنابراین باید گفت رویکرد کنونی دولت کابل در مذاکره با طالبان آن است که در حقیقت روند گفتگوها را بیش از آنکه امریکایی- طالبانی کند بین الافغانی نماید. یعنی توجه به تاکید همیشگی گفتگو با طالبان حتی پس از ترور های شخصیتهای مهمی همچون ربانی رئیس شورای صلح و اخیرا رئیس امنیت ملی ادامه داشته و کابل براین نظر است تا در طرحی پنج مرحله ای یا «نقشه راه فرایند صلح» تا سال ۲۰۱۵ میلادی اعضای طالبان را در ترکیب دولت این کشور مشارکت دهد. چنانچه در نظر است تا گروه های طالبان، حزب اسلامی و سایر گروه های مسلح، به مخالفت های مسلحانه خود پایان داده و از نهادهای نظامی به نهادهای سیاسی و احزابی سیاسی تغییر شکل دهند و در فرایندهای سیاسی شرکت کنند و یا در پست های کابینه یا استانداران محلی به ویژه در مناطق شرق و جنوب این کشور به کار گرفته شوند. این امر از نگاه دولت کابل تلاش برای تامین امنیت و ثبات دراز مدت افغانستان است و نیازمند احترام طالبان به قانون اساسی افغانستان، قطع رابطه با القاعده و سایر گروه های تروریستی، و کنار گذاشتن خشونت است. این خواسته در حالی است که طالبان عملا به دنبال گفتگوهای مستقیم با آمریکا بوده و دولت کابل را آلت دست آمریکایی ها می نامد.

 

اهداف طالبان از مذاکرات صلح:

اخیرا پس از مدت ها عدم پذیرش گفتگو توسط طالبان تایید کرده است که دو نماینده این گروه را به فرانسه فرستاده تا در نشست صلح پاریس شرکت کنند. در این بین به نظر میرسد طالبان هدف های تاکتیکی و استراتژیکی ویژه ای از مشارکت حداقلی در روند مذاکره دارد. یعنی طالبان با درک وضعیت سیاسی نظامی خود، دولت کابل، ناتو و امریکایی ها در افغانستان می کوشد از یک سو بیشترین امتیاز ها را دریافت کند و با عدم پذیرش پیش شرط هایی همچون قطع ارتباط با القاعده، پذیرش قانون اساسی افغانستان ، دست کشیدن از خشونت‌ها و .. در کنار فعالیت‌های نظامی از گزینه‌های سیاسی نیز استفاده کند. از این دیدگاه طالبان نگاهی تاکتیکی به مذاکرات دارد و با استفاده از امتیارتی همچون آزادی برخی از رهبران زندانی در گوانتانامو، گشایش دفتر سیاسی در خارج ، کاهش فشارها از سوی شورای امنیت می کوشد فرصت مانور بیشتری.. در معادلات افغانستان به دست آورد. در همین حین نیز با تاکید بر آغاز گفتگو ها مشروط بر خروج کامل نیروهای ناتو از افغانستان و عدم توجه به پیام های صلح دولت افغانستان ، عدم پذیرش نظام سیاسی افغانستان، قانون اساسی افغانستان خود را طرف اصلی امریکا در آینده افغانستان نشان دهد تا در صورت هر گونه معامله با امریکایی ها در سالهای پس از خروج امریکایی ها از افغانستان حداقل در بخش های جنوبی بازیگر اصلی تحولات باشد.

 

اهداف امریکا از مذاکره با طالبان :

پس از سالها جنگ و استفاده از رویکرد سخت افزاری بر علیه طلبان توجه ناتو و امریکا به مذاکره با طالبان معطوف شده و حاضر شده اند تا با آنان مذاکره نماید. در این حال با کاهش فشار شورای امنیت بر بخشی از رهبران طالبان امریکا امیدوار است که اختلاف هایی گسترده تر را میان بدنه و حتی رهبران طالبان نسبت به روند صلح و نوع نگاه به کابل و غرب ایجاد کند. از این دیدگاه تقسیم طالبان به تندرو و میانه رو و افغانستانی و پاکستانی می تواند پیامدهای مثبت و گسترده ای برای روند مذاکره داشته باشد و با سیاست چماق و هویج از همگرایی بیشتر طالبان و القاعده و دامنه تنش با امریکا و غرب در افغانستان بکاهد. در این راستا باید گفت واشنگتنن اکنون معتقد است باید هدف اصلی در مذاکرات با طالبان خروج آبرومندانه از افغانستان، توجه به منافع ملی میان مدت و بلند مدت ایالات متحده در افغانستان در آستانه خروج نیروها از افغانستان و باشد نه حل مشکلات دولت و طالبان در افغانستان. یعنی امریکا می کوشد طالبان را به مسیری سوق دهد که به منافع بلند مدت امریکایی ها در افغانستان آسیبی وارد نکنند. همچنین نیز واشنگتن می کوشد تا هر گونه ابتکاری در روند گفتگو با طالبان در اختیار خود باشد تا دولت افغانستان و مسائل مورد نظر دولت و جامعه افغانستان.

 

رویکرد بازیگران و قدرت های منطقه ای

تامین صلح و امنیت در افغانستان تنها در گرو گفتگو با طالبان نیست و موارد الزام آور دیگری نیز از طرف بازیگران منطقه ای و جهانی در مورد این مورد وجود دارد. یعنی با توجه به نفوذ کشورهایی همچون پاکستان، عربستان، قطر و برخی دیگر از کشورهای عربی در بین بدنه طالبان عملا این بازیگران نیز تاحدی بر نوع نگرش طالبان در مورد صلح با دولت تاثیر می گذارند. گذشته از این بین بازیگران منطقه ای مشارکت کننده در روند مذاکرات صلح گروه های افراط با کابل نیز اختلاف نظر است. چنانچه اکنون هم رقابت های منطقه ای موجب شده است از یک سو عربستان سعودی از این که قطر ابتکار مذاکره با طالبان را از چنگ این کشور ربوده و به میزبان صلح تبدیل شده ناراحت بوده و از پیشنهاد حکومت افغانستان از شروع مذاکرات در عربستان استقبال کند. و از سویی نیز ترکیه نیز خود خواستار برعهده گرفتن سهم مهمی در مذاکرات صلح با برگزاری جلسات و پیشنهاداتی همچون گشایش دفتر طالبان است. در همین حین جدا از اینکه پاکستانیها هم معتقدند هر گونه صلح در پاکستان باید از مسیر اسلام آباد و هماهنگ با منافع ملی آنان باشد در یک سال گذشته حتی ترکمنستان و ازبکستان نیز در اندیشه سهم گیری و میزبانی از مذاکرات صلح افغانستان برای ارتقای جایگاه خود بوده اند.

 

نگرانی های احزاب، اپوزسیون و مخالفان گفتگو از دور نمای مذاکره:

گذشته از نگاه دولت کابل احزاب سیاسی و نیروهای مخالف طالبان در افغانستان مذاکره با طالبان را ضمن قبولاندن پیش شرط هایی مورد پذیرش می دانند اما همواره نگاهی بدبینانه به رویکردهای دولت در مورد مذاکره داشته اند. یعنی معتقدند که طالبان هیچگاه با افغانستان مذاکره صادقانه نخواهند کرد و در پی براندازی نظام کنونی افغانستان پس از خروج نیرو های خارجی و ایجاد امارت اسلامی است. از این دیدگاه مخالفان عدم توقف خشونت​های طالبان ، ارتباطات با القاعده و مهمتر از همه نپذیرفتن قانون اساسی را مورد اشاره قرارداده و در حالی که مصالحه با طالبان از سیاست های اصلی دولت رییس جمهور کرزای به حساب می آید کرزای را به ضعف و انفعال متهم کرده اند. همچنین تلاش هایی همچون ادغام طالبان در حکومت را نیازمند تغییرات در قانون اساسی و اجماع کلان سیاسی دانسته و خواهان تجدید نظر در استراتژی صلح با طالبان هستند. به نظر میرسد برخی از مخالفان همچنین با تاکید بر عدم کارایی سیاست تقسیم طالبان و دودستگی گروه طالبان رویکرد طالبان علیه طالبان و جداسازی طالبان افغانی و غیرافغانی و بازگشت طالبان به کرسی قدرت را زمینه ساز حذف برخی از جناح های سیاسی شمال و تقویت پشتونها میدانند و آن را نمی پذیرند. علاوه بر این نیز حتی در نخستین سالگرد ترور برهان الدین ربانی شماری از رهبران سیاسی همسو با حکومت، از سیاست های صلح رییس جمهور انتقاد کردند.

مخالفان کنونی گفتگوهای دولت با طالبان نیز جدا از تردیدهای در مورد مشارکت طالبان در قدرت و آینده قانون اساسی نگران بهره بردای دولت افغانستان از این امر و برنده میدان نشان دادن خود و حتی تمدید و یا تعلیق حکومت کرزای تا سال ۲۰۱۶ بنا به به دلایلی همچون اضطراری بدون اجماع و یا همه پرسی عمومی و در مقابل هم عدم تعهد طالبان نسبت به پاسخگویی به جنایات و ترورهای خود هستند. بنابراین بسیاری صلح با طالبان را نادرست و غیر شفاف دانسته و معتقدند که تنها برخورد از موضع قدرت سیاسی می تواند طالبان را وادار به عقب نشینی و پذیرش صلح نماید.

 

چشم انداز رخداد:

آنچه مشخص است روند مذاکرات صلح با طالبان در گرو نگاه بازیگران متعدد خرد و کلان داخلی منطقه ای و بین المللی است. در این بین هر چند رویکرد اعلانی این متغیرها و بازیگران مشارکت در صلح و دسترسی به توافق بین دولت و دولت کابل باشد، اما رویکرد اعمالی آنها نیز می تواند برخلاف این امر باشد. گذشته از این نیز با در نظر داشت نوع اختلافات بازیگران خرد و کلان موثر در روند صلح در افغانستان و همچین اختلافاتی چون اختلافات داخلی بین طالبان در مورد آینده نقش طالبان و روند صلح ، نوع نگرش اسلام آباد به بهره گیری از طالبان در آینده افغانستان، تلاش ترکیه و عربستان و قطر در سهم گیری بیشتر در روند صلح ، اختلافات دولت کابل و اپوزسیون در مورد جایگاه آینده طالبان، نوع نگرشهای متفاوت و منافع محور امریکا در افغانستان با دولت و گروه های افغانستانی باید گفت آینده دسترسی صلح با طالبان همچنان وابسته به متغیرهای گوناگونی است. متغیرهایی که با توجه به منافع گاه متضاد آنها روند دسترسی به صلح را سخت و سخت تر کرده است و هر گونه دسترسی به صلح بین دولت و افغانستان در آینده را همچنان در ابهام نگه داشته است.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



فرزاد رمضانی بونش