جوانان نسل گمنام در افغانستان

١٠ قوس (آذر) ١٣٩١

جوانان در هر جامعه نقش اساسی، تعین کننده امور، نیروی نایاب را تشکیل میدهند در جوامع انسانی از جوانان به عنوان ستون فقرات جامعه، نیروی ذخیروی آینده، چرخ اقتصاد یک کشور،آینده نگر، نیروی فعال و گنجینه ملی جامعه یاد کرده اند. به همین دلیل است که بیشتر جوامع انسانی مشتاق به سرمایه گذاری بالای این قشر می باشد.که چنین چیزی در جامعه ی ما کمرنگ بوده و یا هیچ به آن پرداخته نشده است. جوامع که به این امر مهم پی برده و به آن رسیدگی نموده بدون شک به مدارج عالی رسیده و در صدر کشور های موفق جهان قرار دارند اما کشور های که اصلن به این امر مهم توجهی نداشته اند روز به روز دچار مشکلات در درون خود گردیده که تبدیل به زخم ناسور می شود.

  از انجاییکه مبرهن است جنگ های داخلی خانمانسوز سه دهه اخیر قسمت اعظم سرمایه های ملی ، بخش های مهم صنعتی، اقتصادی و تولیدی کشور را به کلی از بین برده  ویا هم از کار باز مانده اند. که همین امر باعث شد کشور ما از کاروان پیشرفت و ترقی صدها سال عقب ماند وجوانان کشور نیز از این امر مستثنی نبوده و در ناحیه های مختلف زندگی متضرر شده اند و به صراحت گفته  می توانیم که این قشر آینده ساز نظر به جوانان کشور های جهان و به خصوص  کشورهای همسایه در بخش های مختلف  آموزش و پرورش،بهداشت، مشارکت در امور سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی محروم گردیده و برای دهه های متمادی عقب بمانند.

    افغانستان کشوریکه در صدر جدول کشور های جوان از هر لحاظ موقعیت دارد. این کشور جوان با گذشت ده سال با وجود اینکه پشتیبانی جامعه جهانی را با خود داشت نتوانست چالش های را که فراروی جوانان است با آن مبارزه کند بر علاوه اینکه پول های هنگفتی را به مصرف رساند. و دست به تشکل ادارات در چارچوب حکومت  و بیرون از حکومت زدند. که این ادارات به جز از حیف ومیل بودجه کدام کاری خاص را انجام نداده اند که این کار به نظر من جفا و خیانت به نسل آینده بوده وهیچ سودی در راستای بهتر سازی زندگی جوانان نداشته و فقط چالش های جوانان را دو یا سه برابر ساخته و در ضمن یک فضای عدم اعتماد به مسولین را بوجود ٱوردند. جهت بیرون رفت از بن بست فعلی باید فکر منطقی کرد. یکی از راه های بوجود آوردن اصلاحات در رده های بالایی و پاینی حکومت فعال ساختن و نقش دادن جوانان نه به شکل نمایشی بل به شکل عملی در سطوح مختلف می باشد.

مشکلات جوانان نظر به یک دهه ی قبل یعنی نظر به دوران سیاه طالبان در همه بخش های زندگی بهتر شده اما نه به شکل که امید می رفت. مثلن در بخش تحصیلی اعم از پسران و دختران می توانند که به راحتی کامل به دروس خویش ادامه دهند که چنین فضای اموزشی یک دهه قبل میسر نبود.

 

  اما مشکلاتی که امروز جوانان کشور با آن دست و پنجه نرم می کنند بطور فشرده تعدادی از این مشکلات را بر می شماریم.

1- فقر

فقر یا تهیدستی به معنای وضعیتی است که فرد فاقد میزان معینی دارایی‌های مادی یا پول است. فقر مطلق اشاره دارد به اینکه فرد به نیازهای ابتدایی زندگی دسترسی نداشته باشد، یعنی چیزهایی نظیر آب پاکیزه، تغذیه، خدمات بهداشتی، آموزش، پوشاک وسرپناه. امروزه تخمین زده می‌شود که حدود 1.7 میلیارد نفر در جهان در فقر مطلق زندگی می‌کنند.

در افغانستان هم فقر یکی از عوامل است که برای جوانان مشکل خلق کرده و جوانان کشور ما نا گزیز با این مشکل دست و پنجه نرم کنند. کشور ما از لحاظ اقتصادی و صنعتی یک کشور مصرف کننده بوده که میتوان گفت اکثر خانواده ها زیر خط فقر زندگی می کنند در واقع بیشتر وارثین این خانواده ها همین جوانان فقیر هستند که با مشکلات جدی رو برو بوده و همین فقر و تنگدستی باعث می شود که رو به هر کاری نامشروع بیاورند و به خاطر به دست اوردن پول نا چیزی برای گذارندن زندگی خویش از هیچ کاری دریغ نورزند.

    جوانان قابل ملاحظه ی وجود دارند که به خاطر به دست آرودن عواید ماهوار برای بقای حیات خود و خانواده خود مجبورند که از دوام تحصیل باز مانند با وصف نبود جای های مناسب کار ناگزیر به کار های ثقیل در مقابل مزد کم رو آورند که گراف چنین کارها هم درشت بوده و هستند جوانان  که غرض بدست اوردن کار به شکل غیر قانونی به کشور های خارجی بویژه کشور های همسایه مسافرت می کنند و حیات خود را به خطر می اندازند.که این خود برای اینده کشور نگران کننده است.

  در ده سال گذشته نه تنها اینکه فرصت های شغلی از طرف حکومت فراهم نشده بلکه فرصت ها  را به چالش تبدیل کرده اند. یک جوان بیکار که سرنوشت فردای خود را روشن نمی بیند ممکن است به دلایل مختلف اجتماعی به گروپ های مخالف صلح و امنیت، مافیای مواد مخدر و .. به سادگی بپیوندد و یا مجبور به انجام دادن حمله های هراس افگنی در کشور شوند.

 

2- عدم دسترسی به تحصیل

   تحصیل یعنی متخصص شدن در یک بخش مورد علاقه که مشکل جوانان در این بخش خیلی ها پیچیده و پر جنجال است تعدادی زیاد جوانان در شرایط جنگی بزرگ شده اند که نتوانسته اند تحصیل کنند که حتی اکثر شان سواد خواندن و نوشتن را نیز ندارند.

  جوانانیکه توانسته اند حد اقل مکتب بروند و صنف دوازدهم را به خوبی به پایه اکمال برسانند. اکنون ادامه تحصیل برای شان مهیا نیست به دلیل کافی نبودن دانشگاه ها، انستیتوت ها ومکاتب تخنیکی در کشور است با وجودی اینکه دانشگاه از لحاظ کیفیت درسی در وضیعت بدی قرار دارند و صرفن تا درجه لیسانس تدریس می شود بدون چند دانشکده مشخص به سویه ماستر در دانشگاه پولی تخنیک کابل، دانشگاه کابل و دانشگاه شهید صلح که این فرصت هم خیلی ناچیز است.

تعدادی جوانان شکایت از تقسیم نشدن بورس های خارجی در وزارت های تحصیلات عالی، وزارت اطلاعات، فرهنگ "معینیت جوانان"، وزارت معارف، دفاع، داخله  و... به اشخاص واجد شرایط  دارند و اغلب بر این نظر اند که اگر در امتحان پیش فرض کاندید شدن به بورس هم شرکت کنند چانس کامیابی شان کمتر است چون بورس های تحصیلی برای فرزندان مقامات عالی رتبه دولتی پیش از پیش وعده شده می باشند که دو سال پار من خود شاهد بودم پسر یکی از مقامات عالی رتبه دولتی نامزد بورس بخش انجنیری بود که حتی در امتحان پیش فرض همرای نامزدان دیگر بورس شرکت نکرده بود و در دوران مکتب هم نمرات خوبی نداشت به بورس رفت و اکنون در خارج از کشور مصروف وقت گذارانی است. دوستانی همراهش و بهتر است بگویم هم صنفی هایش، می گویند که این پسر مقام نمی تواند که درس ها را بخوبی به پیش برد و ناکام می ماند. خوب در این وضیعت که یک فرصت برای ساختن کادر برای آینده کشور پیدا می شود ان هم به باد فنا سپرده می شود. جای تاسف و تاثیر نیست؟

 

3- ازدواج

ازدواج یک حادثه طبیعی بوده که پس از شکل‌گیری ساختار جامعه بشری به فرهنگ تبدیل گشته‌است. مطابق ماده ۶۰ قانون مدنی افغانستان: "ازدواج عقدی است که معاشرت زن و مرد را به مقصد تشکیل فامیل مشروع گردانیده حقوق و وجایبی را میان طرفین به وجود می‌آورد."

امروزازدواج به یکی از مسایل چالش بر انگیز دیگری در مقابل جوانان قرار گرفته است که جوانان به خاطر فقر، تنگدستی و سنت های حاکم  بی اساس دچار مشکل می شوند. ازدواج به عواملی مختلفی بسته گی دارد که این عوامل عبارتند از حق انتخاب، نبود مصارف گزاف، نبود مسکن، بیکاری، آماده نبودن از لحاظ روانی و جسمی و ده ها  چیز دیگر که در تشکیل یک خانواده مرفه نقش اساسی را بازی می کند.

  دیگر اینکه نبود تفاهم بین پسر و دختر که این خود برای آینده ی هر دوی شان و حتی برای فامیل های شان جنجال برانگیز است که قبل از ازدواج باید بالای این مسله غور جدی صورت گیرد. ودیگر اینکه بلند بودن طویانه است همانطوریکه بزرگان از گذشته ها گفته اند: "اول کندو را پر ارزن کن، بعد هوس زن کن"، اما به باور جوانان، پرکردن کندو در شرایط فعلی افغانستان، کاری است بسیار مشکل ودر عین حال خیلی زمان گیر.

   به نظر من اگر به مشکلاتی که مانع ازدواج جوانان می شود، توجه جدی صورت نگیرد، فساد اخلاقی در جامعه افزایش یافته و سبب به هم خوردن نظم اجتماعی و همچنین باعث افزایش بیماری ایدز و تجاوز های جنسی می شود؛ چرا که یک جوان ناگزیر است برای تکمیل نمودن هزینه ازدواج و ارضای شهوت خویش دست به هرگونه اعمال ناشایست بزند.

 

4- عدم آزادی

آزادی که شامل مفاهیم پایه‌ای خودمختاری، حکومت بر خود و استقلال از یک سو، و توانایی کلی در انجام کارها، داشتن انتخاب‌های مختلف و توانایی کسب هدف‌ها از سوی دیگر می‌باشد. داشتن انتخاب‌های مختلف در مورد انجام یک کار به این معنی است که اگر شخص بخواهد آن را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را از انجام آن باز دارد و اگر نخواهد آن را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را مجبور به انجام آن کند.

در کشور ما یکی دیگر از مشکلات جوانان عدم آزادی های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... است که شاید این مشکل در اکثر جوامع وجود داشته باشد اما این مسله د رکشور ما این مسله حادتر است. آزادیخواهی در جوامع امروزی به عنوان یک حق مسلم مطرح است. وخواست هر فرد جامعه اینست که در امور زندگی خود دارای آزادی باشد. و هیچ کسی، گروهی و جناحی مجبور به انجام دادن کاری انرا بکند که نمی خواهد.

در فرجام به نظر من اگر جوانان خود دست به کار نشوند فردای بدتر از امروز و توام با مشکلات بیشتری را خواهند داشت کشوریکه سه دهه جنگ خانمانسوز را مثل افغانستان تجربه کرده باشد فقط با اراده و تصمیم استوار نسل جوان ساخته می شود وبس و این گام های استوار جوانان است که جامعه را از بدبختی و بی ثباتی نجات داده و به سوی فردای روشن هدایت می کند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



میر مظهر کاویانی