نگرانی مردم افغانستان ازعلمکرد تیم حاکم در کشور و نا امیدی شان بعد از سال ٢٠١٤

٢٦ میزان (مهر) ١٣٩١

مردم افغانستان در حلقه تیم فاشیست وگروه های بحران آفرین وبحران ساز در کشور گیر مانده است و با بی کفایتی، بی مسئولیتی ونادیده گرفتن آفت بحران را در کشور توسعه وگسترش داده و میدهند. هستند گروهی در بیرون از کشور روی بحران های عمیق در درکشور وپیامد های آنرا در ایندۀ افغانستان ذره بینی و پیش بینی نموده و در افغانستان عملی میسازند وبد تر از همه اینکه مردم مظلوم افغانستان در برابر اثرات بدی این بحران های سازمان یافته دست و پنجه نرم میکنند وحتی کوچکترین چانس بخاطردفاع در برابر بحران ها ومصیبت های سازمان یافته که ناشی از ان است فرار را ندارند. وملتی بیچاره و ستم کشیده اففانستان را عمدآ با این بحران ها دچار ساخته و اسیر بحران های فراگیر میشوند.

همه میدانند اینکه عامل زایش وافزایش بحران در کشور کیست نیازی به پاسخ ندارد،آری شلاق بی عدالتی وبی کفایتی حاکمان خود پسند روح ملت را خسته و وهوش هواس را بغارت برده است میدانید در اوج بحران وموج مصیبت های پیشبینی ناشده را قهرمانی میخواند ودیگری کابوس وحشت را بعد از سال دو هزار چهارده بی شرمانه پیشروی مردم قرار میدهند در چنین حالتی مردم در بام بی سر نوشتی وحتی وحشت سر گردان اند.

مردم از طریق رسانه به مراتب شنیده انند که این گروه بحران ساز روی نابودی و سقوط کشور و و ایجاد نا امنی در کشور و استفاده نا مشروع از انتخابات پیش روی کشور به نفع خود و تیم شان استفاده خواهند کرد.

و مردم افغانستان هم بدین بارو است که برگزاری انتخابات شفاف در دور بعدی ریاست جمهوری ممکن نخواهد بود. به باور بنده آنچه را که گروه بحران مطرح میکنند شاید همه از روی حقیقت نباشد ولی اما بدون تردید کمی و کاستی های فراوان وجود دارد که اگر جلو ان گرفته نشود گفته های گروه بحران را در آینده نه چندان دور به یک واقعیت مبدل خواهد شد.

نمونه مثال میخواهم شرک بسازم که یکی از رهبران کشور در سخنرانیهای أخیر خود گفت اگر جهاد را از تاریخ افغانستان بر داریم افغانستان در تاریخش هیچ چیزی نخواهد داشت. ایشان باید بدانند که اگر انتحار خوب است یکی فرزندان خودرا انفجار میداد. این گونه سخرانی ها وادعا ها همه احسا ساتی وعاطفی است. مردم اگر صد سال جهاد کنند وبرای مردم خود چیزی ساخته نتوانند وجهاد شان جزء زدن وکشتن دیگر پیامدی نداشته باشد باز هم افتخاری ندارند و چرا کسانی به کلمه جهاد که امروز افتخار دارند که چرا خود انتحار و انفجار نمیدهند این میگذارم.

همه مردم افغانستان میدانند که وجود وگسترش بحران در افغانستان یک امر تصادفی وخود جوش نیست بلکه بستن یک سلسله معادلاتیست تعادلاتیست که توسط حلقات بیرونی وداخلی کنارهم گذاشته شده وتوسط مسئولین بی تفاوت وعاقبت نااندیش افغانستان کارکردانی و عملی میشود.

این یک سوالی است که در ذهن همه مردم افغانستان خطور میکند که سرنوشت مردم چه خواهد شد زمانی که جامعه جهانی افغانستان را ترک کند. افغانستان در هیچ مقطع از تاریخ آنقدر مورد حمایت سیاسی نظامی واقتصادی جهان نبوده اما متأسفانه طی بیش از ده سال سیاست افغانستان در برابر مشکلات امنیتی اقتصادی از لایه های ابهام بیرون نشده. گاهی دست بوسی ابر قدرتها وحامیان بین المللی وگاهی انکار وانزجار ودشمن خواندن ومتجاوز خواندن، گاهی مخالفین را دوست وبرادر خواندن وگاهی دشمنان میهن وبا نهاد های مدنی وأحزاب سیاسی نگاه دشمنانه داشتن، این همه عمل کرد نا معقول مردم ونا باور و متعجب ساخته تا جائیکه هنوز واضح نیست که دوست کیست ودشمن کیست ویا اینکه دوستی ودشمنی چیست چگونه بتوانیم یک اینده مصون را پیش بینی نمایم به مردم افغانستان.

سوال اینجاست که تیم حاکم بر قدرت ایا واقعآ اینها نمیدانند کی ها دوست شان است و دشمن افغانستان کیست و این همه عوام فریبی وایجاد فضای بی اعتمادی بین همه مردم وحکومت افغانستان ومنطقه وجهان که همه را بر سر دوراهی قرار میدهد. سوال دیگر اینست که اگر با این کارشان مردم را فریب میدهد دلیلش هم این است که مردم سطح درک شان پاین است ولی جامعه جهانی چطور نمیتوانند این نکته را درک کنند و اینکه جامعه جهانی هم جز برنامه و یا واضح تر بگویم هم پیمان برنامه شوم در افغانستان است.

اگرجامعه جهانی جز این برنامه نیست چرا یک حکومت فاسد منفور جامعه اذهان عامه را تمرین میکنند و زمانی که درسطح بین الملل یا کشورهای ناتو قرار داد عقد میشووفردای ان روز حضورهم پیمانان را نماد اشغال ومداخله در امور مردم افغانستان دانسته عمدا فضای بی اعتمادی را بیشتر از پیش گسترش میدهند و یک حکومت که از مردم فاصله دارد وبزور حمایت کشور های خارجی بر شانه های مردم گذاشته شده است. ادعا میکنند که خارجی ها مانع راه رشد وصلح ومبارزه با اختلاس در افغانستان است. چیزی که واضح و ویداست این است که بی باوری بین حکومت ومردم نسبت قانون شکنی اختلاس وحاکمیت ما فیائی تیم وگروه قدرت گراست که به جز خود شان کسی دیگری را نمیخواهند. ولی این تیم حاکم بر قدرت به شکل شعوری مصروف جنگ اندازی مردم وتهمت زدن به أحزاب سیاسی ومحدود کردن مطبوعات وبد نام ساختن جامعه مدنی است. حکومتیکه آزادی بیان را احترام نگذارد وبر پیشنهادات وانتقادات سیاسیون ودانشمندان گوش ندهد دموکراسی را توهین وآزادی های فردی واجتماعی را به بازی گرفته است چه توقع داشت. و به باور بعضی دانشمندان کشوریکه از رهگذر امنیتی به مسیر بحران میرود دلیلش را واضح بیان داشته اند که ساسیون غیر عاقلانه و بی کفایت است پس چرا کسی امروز حاضر است که از این تیم حاکم پرسان نمایند که چرا این روند شکل معیاری خود در حرکت نیست. این برایم خیلی ها واضح و اشکار است که افراد مشخص به شکل سرسام اوراز یک وزارت به وزارت دیگر و از یک ولایت به ولایت دیگر شوت میشوند. سوال اینجاست ایا کسی دیگری نیست در افغانستان که بتوانند که جای این افراد نالایق و بی کفایت را پر کنند و یا بی جواب است.

امروز در افغانستان مردم از ناحیه انفلاسیون ویا تورم پولی یا اقتصادی به تنگ آمده نرخ نوا همه روز مسیر سعودی اشرا می پیماید. بسیاری از افراد را تصور بر این است که تورم یک شاخص منفی اقتصادی بوده که اثرات نامطلوب اقتصادی را در جامعه به بارمی‌ آورد و منجر به بی ثباتی اقتصادی می گردد. بلکه گاهی می ‌تواند اثرات مساعد اقتصادی را از قبیل افزایش میزان سرمایه‌گذاری، افزایش سطح استخدام و افزایش میزان تولیدات داخلی را در مملکت به بار بیاورد. ولی تیم حاکم هیچ وقت به این نکته پی نبرده و پی نخواهد برد. هنوز اینها قادر نشده است که بدانند تورم وارداتی چی است آشنایی کامل از کلمه صادرات و واردات ندارند اگر میداشتند مردم اشیایی بی کیفیتی پاکستان متبلا نمیساختند. نکته دیگری که خیلی ها قابل یاد آوری است تورم داخلی است توازن میان عرضه و تفاضا وجود ندارد و قادر نشدند که یک سستیم منظم کنترول را تهداب گذاری میکردند. اینها بی خبر از از عوامل ساختاری در کشور است این تیم قادر نشدند که در سکتور های صنعتی در کشور سرمایه گذاری کنند که میتوان نام ببرم از قبیل سکتور زراعتی، سکتور صنایع دستی، انحصار اقتصادی و خلای قانونی.فساد آداری که چارچوبه این نظام را پوشانیده است اینها قادر به کدام برنامه موثر که مانع فساد در کشور گردد نشده است روی دولت سازی فکر نکردند. با گذشت زمان و با روی دست گیری استراتژی های ناکام از طرف دولت و دست داشتن افراد رده بالای دولت در فسادهای گسترده مالی، معضله فساد به یکی از جدی ترین مشکلات افغانستان در کنار طالبان و اقتصاد مواد مخدر تبدیل شده است. فساد برعلاوه تضعیف دولت، باعث رشد اقتصاد غیرقانونی در افغانستان شده و با گذشت هر روز فعالیت های اقتصادی را بیشتر و بیشتر به انحراف می کشاند. همه این تیم به فساد اداری متهم شده از طریق مطبوعات به نشر میرسد به مرور زمان پرونده شان پوشانیده میشود. روزنگاران همه روزه مرود لت و کوب افراد قدرتمندان قرار میگریند و واکنش در مقابل عملکرد فعالیت های رسانه میشوند. من فکر می کنم که اگر وضعیت چنین باشد، این تشت روزی از بام خواهد افتاد و کار آزادی بیان و رسانه ها به یک کشمکش سیاسی دیگر تبدیل خواهد شد. و به ارزش های چون آزادی بیان و آزادی رسانه ها باور ندارند.

به نظرم که چه بزرگترین دغدغه مردم افغانستان خوف وترس وزندگی نا مطمئن است که از اثر ضعف نیرو های امنیتی ورهبری کشور است. و ومشکل دیگر تجاوز اشکارای کشور های همسایه بر خاک افغانستان که مردم عادی همه روزه مورد تجاوز همگان قرار گرتفه و تیم حاکم هیچ نوع برنامه در قبال نداشته و نخواهد داشت. به همین دلیل انتظار میرفت فشار های علیه پاکستان بخاطر بر چیدن لانه های ترور ووحشت وتقف حملات توپخانه پاکستان در کشور در مذاکرات مورد بس قرار میگرفت که تا حال نگرفته. این تیم بخاطر استفاد صلح در کشور از فورمل های نا مناسبی استفاده کردند که هیچ گاه موفق به اوردن صلح در افغانستان نخواهد شد. پدرش را بکش و پسرش را به جایش منصوب کن فکر کنم خیلی ها نادانی این تیم را نمایان میسازد. ترور و انتحار افراد سرشناس افغانستان نکته چالش بر انگیزدیگری بر تیم حاکم است. از نظر من کاری را که این تیم کرده تاحال اینکه با معیار های صلح هم آهنگی نداشت بلکه شیوه غلبه بر حریفان را ترور و حمله انتخاب کردند مناسب نیست. نداشتن پلان دو جانبه و چند جانبه از طرف این تیم حاکم خود مردم را نگران ساخته است. بی اعتمادی به بعضی ازافراد مسلکی در وزارت دفاع و وزارت امور داخله وسایر ادارات کشور خود یک چالش بزرگ بر تیم حاکم است.

معضل پیچیده افغانستان آنچنان که درکنفرانس بن اول در حصهء ساختارهای دولت در افغانستان تلاش درجهت ایجاد ادارهء سالم  درجامعه جنگ زده ما به توافق رسیده بودند. که بر جامعه ما سازگاری نداشت به چالش و دشورای های بیش مواجعه شد. عدم توجه به ساختار یک اداره سالم عدک درک نیازمندی های کشور از طرف تیم حاکم.

این تیم نتوانستند که با تحلیل وارزیابی دقیق معضلات کشور را شناسای و راه کارهای معقول را درین زمنیه نبرداشتند تا درزمینه ساختار دولت داری سالم به حیث یک بنیاد کاملا ملی در سر لوحه کاری خود درافغانستان قرارداده ودر جهت رشد وتکامل این ساختار با جدیت عمل مینمودند.

بعد از رژیم طالبان بدین سو بازیگران مختلف سرنوشت مردم مارا به بازی گرفته است که خیلی های درد اور است برای ما پاکستان که یکه تاز ترین میدان سیاست افغانستان شده است با ترتیب وتنظیم دوام دار خود کشور ما را با چالش ودشواری های زیادی مواجه ساخته است، وبازهم حاضر نشد که میدان وعرصه سیاست افغانستان را ترک کند.به حیله وتزویر دیگر مبادرت جست وطالبان را به همکاری سایر کشور های متجاوز وارد میدان نبرد وسیاست ساخت. درحقیقت تعویض وتبدیل تغیر بازی بازی گر بود که به سود جوی از اوضاع وبحران افغانستان با بم های اتومی مجهز گشته به حیث یک قدرت اتومی درجهان احراز موقعیت نموده است.

فعلا بازیگران منطقوی دیگر درکنارپاکستان، چون امارات متحده وعربستان، ایران در صحنه نبرد افغانستان عملا حضوردارند عربستان سعودی وامارات متحده عرب جهت فشار به ایران هیچگاه حاضر به کمک صلح و سازش در افغانستان نخواهد.

ولی معضل عمدهء دیگرحاکمیت موجود با ناکار آمدی وعدم اراده درمقابل دفاع از منافع ملی، کشور را به بحران مزمن مواجه ساخته است، این عمل در حقیقت عمق بحران افغانستان است، دستگاه اداری آمیخته با فساد با طرح سیاست ها مجهول وعدم موجودیت استراتیژی روشن در دیدگاه زمامدارانش  به هیچ کس پوشیده نیست.

پارلمان کشور نمتواند و نمیخواهد که مطابق به قوانین افغانستان از ریس جمهورو از پالیسی های اوپرس وپال نمایند ضعف پارلمان در حقیقت دستان طرفداران دشمن دیرین افغانستان را در داخل دولت باز گذاشته وآنها مصروف تخریب همه نهاد های ملی افغانستان اند.نبرد جنگ افغانستان را نهایت پیچیده وبغرنج ساخته است دستگاه مافیای قدرت بادرک از وضع اشفته سیاسی بین امریکا وپاکستان جهت سود جوی از امکانات مهم اقتصادی سود های هنگفت را به جیب زده و  مصروف صید شکار بیشتر برای منافع خویش اند، این بستر نامساعد دود از دماغ مردم افغانستان بیرون کشیده وآینده مجهول را در قبال سرنوشت مردم ما به وجود اورده است. از یک طرف این همه موضوعوعات فوق دامنگیر کشور و مردم افغانستان است و از طرف دیگر افغانستان به طرف مسولیت پذیری ملی امنیت کشوری قدم های اغازین خود را بر میدارد سوال اینجاست که ایا میتواند اداره کشوری خود را تنظیم و کنترل نماید. این همه سوال هایست که ذهن اکثر افغانستان را بیشتر مخشوش ساختته. اینکه سرنوشت مردم به کجا کشانیده خواهد شد تاریخ گواهیی خواهد داد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



نجیب الله جویا