پالیسی ما در افغانستان به شکست می انجامد (ترجمه)

١٢ میزان (مهر) ١٣٩١

نویسنده: جک کیلی

نشر شده در "Real Clear Politics"

زمان نشر 2 اکتوبر، 2012 برابر با 11 میزان 1391

برگردان: جمیل شیر زاد

 

جنگ افغانستان به صورت موثر در هفته گذشته به پایان رسید. در آن جنگ ما مغلوب شدیم.

آخرین موج  نیروهای اضافی را که رییس جمهور باراک اوباما به افغانستان فرستاده بود کاملا از افغانستان بیرون شدند. این نیرو ها با پیروزی افغانستان را ترک ننمودند.

چریکهای طالبان به تاریخ 14 سپتامیر ملبس با یونیفورم ارتش امریکا بر کمپ بوستون در جنوب افغانستان حمله نمودند و هشت بال طیاره جت شکاری نوع هاریر نیروی دریایی را تخریب کردند. این بزرگترین ضایعه ی طیارات ما  پس از جنگ و یتنام محسوب میشود. برای نیروهای (VMA-211)  این بزرگترین ضایعه از زمان تصرف جزیره ی "ویک" در جنگ جهانی دوم شمرده میشود. مدت یک دهه میشود که شرکت هاریر تولیدات خود را دربخش ساخت این نوع طیارات متوقف ساخته است و این به این مفهوم است که ضایعه مذکور جبران پذیر نیست.

احتمال داشت که دیگر طیاره های هاریر نیز تخریب میشد اگر فرمانده تولی دگرمن کریستوفر ریبل- مردی که در آنزمان تنها یک تفنگچه در دست داشت و با چریک های تا دندان مسلح طالبان جنگید - نمیبود. فرمانده متذکره با یک تن دیگر از نیروهای دریایی در جریان آن حمله پیچیده که به باور بعضی از تحلیل گران امور دفاعی توسط آژانس استخباراتی پاکستان طراحی شده بود، به قتل رسیدند.  

گزارشگر امور مربوط  جنگ و سرباز اسبق نیروهای ویژه، مایکل یون که نسبت به هر گزارشگر دیگر مدت زمان بیشتری در افغانستان سپری نموده است، گفت:" تاکتیک ما درجنگ با طالبان بسوی برابر شدن به پیش میرود، زیرا مهارت های هوایی ما طالبان را آسیب پذیر میسازد و اما اگر آنها بتوانند این مورد برتری ما را از میان ببرند با امتیاز آشنایی اراضیی که دارند با ما یکسان میشوند".

حمله بر کمپ بوستون در روز جمعه صورت گرفت. متعاقبا دو سرباز بریتانیایی و چهار سرباز امریکایی توسط افراد پولیس افغانستان در روزهای شنبه و یکشنبه به قتل رسید. پس از این حملات ناتو اکثر عملیاتهای مشترک خویش را با نیروهای امنیتی افغانستان متوقف ساخت.

یک مقام ارشد نظامی به گزارشگر ان بی سی پنتاگون گفت:" ما حالا به جایی رسیده ایم که نمیتوانیم به این مردم [نیروهای امنیتی افغانستان] اعتماد نماییم، از آغاز سال جاری تا کنون 59 تن از قوای ناتو در حملات نیروهای افغان به قتل رسیده اند".

تا روز دوشنبه به تعداد 1493 امریکایی در افغانستان کشته اند، 70 در صد آنان در دوره یی ریاست جمهوری باراک اوباما به قتل رسیده اند. 15% نیروهای ناتو در سال جاری توسط متحدین افغان ما به قتل رسیده است. چهار سال قبل هیچ مورد حمله یی نیروهای افغان بر نیروهای بین المللی وجود نداشت.

جوشا فوست ژورنالیستی که امور آسیای مرکزی را گزارش می نماید، گفت:"مأموریت آموزشی، اساس استراتیژی فعلی را تشکیل میدهد. بدون این ماموریت، اعتبار استراتیژی موجود از بین میرود و جنگ هدف خود را از دست میدهد و دشوار خواهد بود که کسی بتواند از وقوع این بحران تمام عیار، جلوگیری نماید.

سپنسر اکرمن، کسیکه در مورد امنیت ملی به  مجله یی  وایرد می نویسد، گفت:"ناکامی در جنگ افغانستان روی پیامد جنگ های دیگری که امریکا با آن درگیر است نیز اثر می گذارد، شما خود را یک شورشی یمنی فرض کنید، درسی که از افغانستان فرا گرفته اید را  در جنگ علیه حکومتی با مشاورین امریکایی ترجیح خواهید داد. آنان استراتیژی دقیق تری را پیگیری خواهند نمود تا آموزش لازم ببینند و منتظر لحظه یی بمانند که به امریکایی ها نزدیکی بیشتر حاصل کنند و سپس آتش بگشایند و یا هم بمبی را منفجر سازند".

شکست در این جنگ برای من زیاد تعجب آور نیست. در این جنگ باید از بدویت افغانستان، دشمنی پاکستان( جنبش طالبان عمدتا توسط آی اس آی ایجاد شده است) و فساد، بی کفایتی و دو رویی رییس جمهوری افغانستان، حامد کرزی، سپاسگذاری نمود. طی سالیان متمادی من می نوشتم که تلاش های ما درجهت ملت سازی در افغانستان محکوم به شکست است.  

دگرمن دنیل دیویس که در سال 2011 بیشتر از 9000 میل در خاک افغانستان سفر نموده است می گوید:" وضعیت امنیتی درتمام محلاتی که من بازدید نمودم بسیار بد بود".

اما برای کسانیکه به سخنان باراک اوباما که در اول سپتامبر گفته شده بود:" ما قدرت طالبان را در افغانستان درهم شکسته ایم و به روند انتقال مسئولیت به رهبری افغانها آغاز نموده ایم"، باور نموده اند؛ شکست، خبر تکان دهنده است.   

خبر غم انگیز جنگ علی الرغم اهمیتی که دارد توجه اندک رسانه های خبری را جلب نموده است. در پی حملات 9/11/2012  بر لیبیا و مصر خبر این حملات بازتاب گسترده یافت، اما در تمام سال پوشش خبری جنگ افغانستان اندک بود.

پروفسور والتر راسل مید، استاد سیاست خارجی در کالج بارد می گوید:"اگر جورج دبلیو بوش  رییس جمهور میبود پوشش مستمر خبری از بی نظمی و آشفتگی افغانستان در رسانه ها عبارت بود از: سربازانی را که ما آموزش میدهیم بر روی ما آتش می گشایند، گسترش فساد، گسترش تجارت مواد مخدر". او می افزاید که:" این روایت ها زیر ورق نخواهد شد بلکه به سر خط اخباری مبدل خواهند شد که اثر عمیق بر جایگاه امریکا در سطح جهانی خواهد داشت، موضوع خبر های نشریه های چاپی و تلویزیونی هر روز و شب بحث های بی پایانی خواهند بود که در طی آن مباحث، حتا کوچکترین عوامل شکست در جنگ افغانستان  به تحلیل گرفته خواهد شد".

شکست در جنگ افغانستان یک مسأله یی بسیار بزرگ است—بویژه که ما هنوز 68000 نیرو در این راه دشوار داریم و این امر باید مد نظر گرفته میشد؛ حتا اینکه این مسأله برای رییس جمهور اوباما شرم آور است. 







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



جمیل شیرزاد