قتل عام هفتم جوزای ۱۳۸۶ یا روز قدرت نمایی فاشیست های قبایلی در شهر شبرغان

١٢ جوزا (خرداد) ١٣٩١

آن روز سیاه و خونین جوزا را که خاک های سوخته و آماسیدۀ کوی و برزن شهر شبرغان با خون پاکترین و مظلوم ترین انسانهای ساکن آن شهر آبیاری و دژخیمان کینتوز و بی مروت مکتب فاشیسم، با ددمنشی تمام امر تیرباران حق طلبان تشنۀ حق و عدالت را صادر نمودند، هیچ کس به هیچ عنوانی نمی تواند فراموش نماید. 

گورستانهای شهر شبرغان با علم های افراشته به مقبره های شهدای هفتم جوزای ۱۳۸۶، که همه مزین با روسری های نوعروسان حجله نشین، دستمال های سر دخترکان پدرگم کرده و تکه های رنگین دیگر به عنوان آخرین هدایای مادران و پدران فرزند باخته اند، خود فریادگاهیست جاویدانه، که،تا روز حشر منتظرعدالت و بازخواست از عاملین آن خونریزی های جنایت بار برپا خواهند ماند، و آن توغ های مزین با تکه های ملون نمادی از دستان دادخواه آن جان باختگانی خواهد بود، که به رسم دادخواهی از خاک برون و نمی دانند که به کیفرکدامین گناه، جانی را که رب به ایشان ارزانی داشته بود، این جباران از ایشان درربودند و هیچ کسی هم از ایشان نمی پرسد که چرا؟! 

هموطن!

روز هفتم جوزا را که جوانانی با معصومیت تمام در خون تپیدند، کودکانی پدر باختند، زنانی بیوه، پدران و مادرانی بی فرزند شدند و در مقابل آن خون آشامان فاشیسم قبیله پرستی جشن های خون برپا و فریادهای عدالتخوهی را در گلو خفه نمودند، همیشه بیاد دار!! و فراموش مکن، که چگونه فاشیست های محیل و بی مروتی که سالیان درازی را همچون مار درآستین خلق های این دیار با مکر دوستی ها و برادری های کذایی جا خوش کرده و در انتظار فرصت نیش زدن و زهرریختن بودند، در اولین فرصت، بی محابا نقاب از چهره افگندند و زباله های متعفن قبیله سالاری را که از جرثومه های کینه، عداوت، نژادپرستی و برتری جویی های قبیلوی در زباله دان قلب و روح خود انباشته بودند برون ریختند و با اغتنام از فرصتی که در سایۀ حضور نیروهای اجنبی و حاکمیت پیمانکاران میهن فروش زی زی سالاری در گسترۀ این خاک بدیشان میسر گردیده بود، دست به کشتار مردم بی گناهی یازیدند،که سالیان درازی را از خوان کرم ایشان تمطع برده و نمک خوار خوان کریمانۀ آنان بودند. 

بخاطر بسپار که چگونه جمعۀ جلاد با اطمینان کامل از پشتیبانی های بیدریغ دولت حامد کرزی و متحدین فاشیست پرست ایشان درآن دار و دستگاه، دیوانه وار فرمان کشتار مردم را صادر و در برابر دیدگان حیرت زده ی جهانیان، که از برکت تکنالوژی اطلاع رسانی مدرن و حضور تنی چند از خبرنگاران، همه باهم شاهدان عینی و زندۀ آن فاجعۀ خونین بودند، با بیرحمی تمام همه را تیرباران و حتی به مجروحین حادثه هم رحمی نکرد. 

مجموع مردم تظاهرکننده و حتی زخمی هایی را که چندین مرمی پیکر ایشان را سوراخ و عاجز از فرارنموده بود، تیرباران و دریایی از خون جاری ساخت. 

بدتر و یآس آورتر از همه اینکه، این عملکرد والی فاشیست جوزجان، نه تنها مورد بازخواست از جانب مقامات مسئول این کشور قرار نگرفت، بلکه تقدیر و ارتقای مقام راهم نصیب او ساخت و از مقام ولایت به یکبارگی دو مقام همزمان وزارت و ولایت را برایش تحفه آورد، که این خود بهترین مکافات برای آن قاتل و بدترین نوع برخورد نژاد پرستانه و بی اهمیت جلوه دادن خون انسانهای متعلق به اقوام و ملیت های محکوم از جانب قبیله پرستان حاکم درین کشور می تواند به حساب آید!! 

این خود گویای این حقیقت است، که درین کشور خون مظلومین و ستمدیدگان هیچ بازخواست گری نداشته و در آینده هم نخواهد داشت. 

مگر اینکه مردم ما خود درین رابطه تصمیم به تعیین سرنوشت خویش گیرند و آگاهانه نگذارند بیشتر ازین خون عزیزان شان پامال خواسته های اهریمنی جباران شود. 

آرزومند آنم که روزی بساط این بیعدالتی ها، با اراده و خواست آگاهانۀ مردم ما برای همیش برچیده شود و انسان این سرزمین به جرم تعلق داشتن به هیچ یکی از اقوام و ملیت های ساکن این کشور مورد ظلم و تعدی قرار نگیرد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



توردیقل میمنگی