مجموعۀ حقوق زن – بخش شانزدهم و پایانی

١٣ حمل (فروردین) ١٣٩١

حق  حضانت

یادداشت:

زن بحیث یک انسان دارای حقوق متعدد است و از طرف دیگر، صحبت کردن از حقوق زن به صورت عام تمام حقوق را در بر می گیرد که یک شخص بحیث یک انسان دارا است. بناً تعداد حقوق که در این مجموعه درج گردیده اند، به هیچ صورت جامع افراد نمی باشند.

از طرف دیگر؛ بحث مفصل پیرامون هر حق زن بسیار گسترده بوده و سیاه کردن چند صفحه در این مجموعه به معنی پوشش کلی حقوق متذکره نمی باشد. بل بحث مختصر است که فقط می توان آنرا یک رویکرد گذرا یاد کرد.

در این مجموعه کوشیده شده است که هر حق با در نظرداشت اصول علمی حقوق تعریف شده و بعداً پیرامون آن از چهار منبع مهم ( قانون، آیات قرآن کریم، احادیث رسول الله و کنوانسنیون های بین المللی) اسناد جمع گردند و در اخیر هم، موضوع مرتبط تحت عنوان «متفرقه» درج گردد.

«مجموعه حقوق زن» در قالب 16 قسمت بدست نشر سپرده خواهد شد. نگارنده از تمام اشخاص که این مجموعه را مطالعه می کنند، صمیمانه خواهشمند است که لطف نموده نظریات شان را پیرامون کمی و کاستی های آن با نگارنده از آدرس های ذیل شریک سازد.

 

هفتم: حق حضانت طفل

طفل تا یک مدت ضرورت به حضانت دارد، و عموماً حق حضانت در قدم اول مربوط به والدین است. اما بسا اوقات، پدر و مادر بنا به دلایل از هم جدا شده و مسئله حضانت طفل شان مطرح می گردد.

تعریف حق حضانت طفل:

حضانت از ریشه حضن به معنای دامن گرفته شده است که کنایه از نگهداری وپرورش فرزند خردسال در دامان مادراست و در اصطلاح به معنای اقتداری است که قانون به منظور نگهداری و تربیت اطفال به پدر و مادر آنان عطا کرده است بطوری که در این اقتدار حق و تکلیف به هم آمیخته است.

و مطابق به قانون مدنی افغانستان، "حضانت عبارت از حفاظت و پرورش از طفل است در مدتیکه طفل به حفاظت و پروش زن محتاج است." (1) و فقرۀ دوم این ماده، حق حضانت را به اشخاصی داده است که در مادۀ دو صد سی و نهم این قانون، به ترتریب مستحق حق حضانت طفل شناخته است. اما شرط است که، زنیکه حظانت طفل را بعهده می گیرد باید عاقل، بالغه و امینه بوده که خوف ضیاع طفل نسبت عدم وارسی وی متصور نباشد و توان حفاظت و پرورش طفل را داشته باشد.(2)

اصطلاح رایج در کلمات فقیهان برای تبیین مفهوم نگهداری طفل واژۀ حضانت است، اما واژه ای که در قرآن از آن برای بیان سرپرستی و نگهداری طفل و زنان استفاده شده کفالت است، مثلاً در مورد حضرت مریم (س) آمده است که "و کفلها ذکریا" (3) و یا در مورد حضرت موسی (ع) آمده است که "هَلْ أَدُلُّكمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكمْ" (4)، از این آیات بدست می آید که حضانت در اصطلاح قرآن اختصاص به اطفال ندارد، همانگونه که اختصاص به سن خاصی ندارد، بلکه شامل هرفردی که به لحاظ اجتماعی و فردی نیاز به حمایت کسی دیگر داشته باشد می شود. مثلاً حضرت مریم با اینکه به سنّ رشد رسیده است بازهم تحت تکفل حضرت ذکریا قرار دارد، به لحاظ اینکه زنان قشر آسیب پذیر اند و نیاز به حمایت دارند. اما در کلمات فقیهان این اصطلاح به سر پرستی اطفال صغیر و احیاناً مجانین اختصاص داده شده است و شامل دیگر اقشار نمی شود. البته عکس این مطلب صحت ندارد، یعنی گاهی برای بیان سر پرستی اطفال از واژۀ قرآنی کفالت استفاده شده است. مثلاً شیخ مفید در کتاب مقنعه به جای حضانت از کلمه کفالت استفاده کرده است، اماّ به ریشۀ قرآنی این واژه اشاره ای ندارد و به آیات وارده در مورد کفالت هم استدلال نکرده است.

مبنی حق حضانت طفل:

الف) آیات: خداوند (ج) در این مورد می فرماید: "يَأَيهَا النَّبىُّ إِذَا طلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتهِنَّ وَ أَحْصوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكمْ لا تخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَ لا يخْرُجْنَ إِلا أَن يَأْتِينَ بِفَحِشةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَ تِلْك حُدُودُ اللَّهِ وَ مَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظلَمَ نَفْسهُ لا تَدْرِى لَعَلَّ اللَّهَ يحْدِث بَعْدَ ذَلِك أَمْراً" (5)؛ ترجمه: "ای پیامبر، چون زنان را طلاق گویید در عده آنان طلاقشان گویید ... همان جا که سکونت دارید، به قدر استطاعت خویش آنان را جای دهید و به آنها آسیب مرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید و اگر باردارند خرجشان را بدهید تا وضع حمل کنند و اگر برای شما شیر می دهند مزدشان را به ایشان بدهید و به شایستگی میان خود به مشورت پردازید و اگر کارتان با هم به دشواری کشید، دیگری شیر دهد."

این آیه در باره تأمین هزینه های مسکن و رزق و روزی زن طلاق داده شده است. این حکم تا وضع حمل به پایان می رسد، سپس فرض دیگری را مطرح ساخته و آن زمان بعد از زایش می باشد که زن، از عده خارج شده و آزاد گشته و می تواند شوهر کند. در چنین وضعی اگر زن به جهت محبت مادری یا هر انگیزه دیگر نوزاد را شیر داد، باید مزدش پرداخت گردد و نباید با عذرهای واهی نظیر اگر شیر ندهد سینه خودش درد می گیرد یا اگر شیر ندهد عاطفه اش سرکوب می گردد از پرداخت اجرت به او خودداری کرد. که مطابق به قفه حنفی، اجرت شیر دادن زن در نفقه که زن در زمان حمل یا عدت و یا حضانت طفل از مرد بدست می آورد، شامل بوده و بنا بر این،  زن مستحق کدام مزد جدا از نفقه نمی گردد.

ب) حدیث: زنى نزد رسول اكرم (ص) رفت و گفت: شوهرم مرا طلاق داده و مى‏خواهد كودكم را با خود ببرد. تكليف چيست؟ رسول اكرم (ص) رو به كودك كرد و فرمود: اين پدر تو و اين مادر تو است. هر كدام را مى‏خواهى برگزين، كودك دست مادر را گرفت و مادر او را برد.
همچنين روايت است كه نافع بن‏سنان مسلمان شد و همسر وى اسلام نياورد. آن دو از هم جدا شده و نسبت به دخترشان ميان آنها نزاع در گرفت، به همين منظور نزد پيامبر اكرم (ص) رفتند. رسول خدا دختر را ميان پدر و مادر نشاند و به آن دو فرمود: كودك را بخوانيد. مادر دخترش را خواند و دختر تمايل نشان داد. پيامبر (ص) دعا كرد: «اللهم اهدها»، آنگاه پدر او را خواند و كودك به سوى پدر شتافت و پدر او را گرفت.

 ج) قانون: سوال اساسی این است که، حق حضانت از کی است؟ از پدر و یا مادر؟ اگر پدر و مادر طفل با هم یکجا زندگی کنند، طبعاً حق و وجیبه حضانت طفل مسؤلیت هر دو یعنی پدر و مادر می باشد. اما اگر روابط زوجیت پدر و مادر قطع گردد و طفل هم در مقطع سنی قرار نداشته باشد که خود شخصاً توانایی محافظت از خود را داشته باشد. پس در این حالت، حق و وجیبه حضانت متوجه پدر است و یا مادر؟ اخصاً در حالت که یا هر دو پدر و مادر خواهان حضانت طفل می باشد و یا هیچ کدام این مسؤلیت را قبول ندارند.

عموماً حضانت طفل تا یک مدت معین که در قانون تعین گردیده است بر دوش مادر می باشد و بر اساس حکم مادۀ دو صد چهل و نهم قانون مدنی، اگر طفل دختر باشد مدت حضانت تا (9) سال و اگر پسر باشد مدت حضانت تا(7) سال از آن مادر است. و هم چنان محکمه می تواند که این مدت را در صورت ایجاب ضرورت تمدید نماید، ولی  نباید مدت تمدید شده بیشتر از دو سال باشد.(6)

 ویکی از موضوعاتی که به عنوان استحقاق اجرت زن مطرح است، شیر دادن و حضانت فرزند می‌باشد. ولی در مورد حق الاجرت زن در قبال حضانت طفل در فقه در این خصوص دیدگاه واحدی وجود ندارد. از نظر فقه حنفی، زن تا موقعی‌که در عقد ازدواج است یا در عده طلاق رجعی به سر می‌برد، مستحق اجرت حضانت و شیر دادن به فرزند، نمی‌باشد؛ زیرا از نظر آنان اجرت مادر در قبال حضانت و شیر دادن فرزند، نفقه فرزند است که به مادر داده می‌شود و در صورت بقاء زوجیت یا عده طلاق رجعی، نفقه خود زن بر شوهر واجب است، لذا حق دریافت نفقه‌ای دیگر، ندارد.

قانون مدنی افغانستان، گرچه اصل اجرت شیردادن را پذیرفته است، "اجرت شير دادن طفل، به ذمه‌ي شخصي است كه به اداي نفقه وي مكلف است. اين اجرت به مقابل تغذيه طفل پرداخته مي‌شود(7)"، ولی استحقاق اجرت مادر را در دوران بقاء زوجیت و عده طلاق رجعی، نپذیرفته است، لذا در ماده 230 مقرر کرده است: "مادر تا وقتي‌كه در قيد نكاح زوج بوده يا در عدت طلاق رجعي باشد، مستحق اجرت شير دادن طفل نمي‌گردد".

بر اساس این قانون، مادر بعد از طلاق باین، اگر به فرزندش شیر دهد، می‌تواند اجرت آن را از پدر بخواهد. "هرگاه مادر طفلش را در خلال عدت طلاق باین يا بعد از تكميل آن شير بدهد، مستحق اجرت مي‌گردد".(8)

در مورد حضانت، قانون مدنی افغانستان، همانند رضاع و شیر دادن، اصل اجرت حضانت را پذیرفته است، لذا در ماده 244، مقرر کرده است: "اجرت حضانت، غير از اجرت رضاع و نفقه بوده و پدر طفل به پرداخت آن مكلف مي‌باشد. درصورتي‌كه طفل مالك داریي شخصي باشد،‌ اين اجرت از دارایي وي پرداخته مي‌شود، مگر اين‌كه پدر تبرعا آن‌را بپردازد". قانون مدنی با پذیرش اصل اجرت، آن را در زمان زوجیت یا عده طلاق رجعی، منتفی نموده است. و مطابق به حکم مادۀ دو صد چهل و پنجم قانون مدنی:

" 1-  مادر تا وقتي‌كه در قيد نكاح يا عدت طلاق رجعي زوج باشد،‌ مستحق اجرت حضانت نمي‌گردد.

2- در صورتي‌كه در عدت طلاق باین بوده يا با شخصي كه محرم طفل است ازدواج كرده و يا معتده او باشد،‌ مستحق اجرت حضانت مي‌گردد".

د) کنوانسنیون های بین المللی: درفقرۀ سوم ماده بیست و ششم  اعلامیۀ جهانی حقوق بشر  حق حضانت والدین بر کودکان در عرصه تعلیم و تربیه به رسمیت شناخته شده است. و مطابق به این ماده، پدرد و مادر در تربیت و تعلیم اولاد خود از حق اولیت نسبت به سایری برخوردار اند.

هم چنین مطابق به مادۀه هفتم اعلامیۀ حقوق بشر و اسلامی  که فرموده است : " هر کودکي از زمان تولد ، حقي بر گردن والدين خويش و جامعه و دولت در محفاظت دوران طفوليت و تربيت نمودن و تأمين مادي و بهداشتي و ادبي دارد . در ضمن بايد از جنين و مادر نگهداري شود و مراقبت هاي ويژه نسبت به آنها مبذول شود . ب) پدران و کساني که از نظر قانون شرع به منزله پدرانند ، حق انتخاب نوع تربيتي را که براي فرزندان خود مي خواهند با مراعات منافع و آينده آنان در پرتو ارزشهاي اخلاقي و احکام شرعي دارند . ج) بر طبق احکام شرع ، فرزندان نسبت به والدين خود واقوام نسبت به اقوام خود حقوقي بر گردن دارند."

متفرقه(آغاز و پایان حضانت از دیدگاه فقه های اربعه):

1.  حنفيه گفته‏اند: پسر تا هفت سال يا نه سال در اختيار مادر است و دختر تا زمان قاعدگى يا تا سن شهوت. پس از آن، پسر در اختيار پدر قرار مى‏گيرد تا به سن بلوغ برسد و دختر نيز پس از سن حضانت همراه پدر خواهد بود.

2.  مالكيه بر اين باورند: مدت حضانت پسر از ولادت تا سن بلوغ است و دختر تا سن ازدواج همراه مادر است.

3.  شافعيه مى‏گويند: كودك تا زمان تميز نزد پدر و مادر است، پس از آن خود اختيار مى‏كند و سن تميز را هفت سالگى دانسته‏اند.

4.  حنبليه معتقدند حضانت تا هفت سالگى است براى دختر و پسر و پس از آن در صورت نزاع والدين، كودك انتخاب مى‏كند.

مؤخذ قسمت شانزدهم:

1. قانون مدنی. جریدۀ رسمی، کابل: وزارت عدلیه، جلد اول، مادۀ 236.

  1. همان قانون. مادۀ 238.
  2. سوره آل عمران آیه 44.
  3. سوره قصص آیه 12.
  4. سوره طلاق آیه های 1.
  5. مادۀ 250همان قانون
  6. مادۀ 229همان قانون.
  7. مادۀ 231 همان قانون.

مؤخذ کلی «مجموعه حقوق زن»:

  1. قرآن کریم؛
  2. احادیث نبوی؛
  3. عبدالقادر عدالت خواه. حقوق فامیل: کابل: انتشارات میوند، 1387؛
  4. پوهاند عبدالعزیز. احکام میراث از نگاه فقه و قانون، کابل: ادارۀ علمی نشراتی التقوی، 1421 ق؛
  5. حسین وارث آدم. داکتر علی شریعتی، تهران: بنیاد فرهنگی شریعتی، 1385؛
  6. مکارم شیرازی. تفسیر نمونه، قم: سمت، 1382؛
  7. قانون مدنی افغانستان؛
  8. قانون جزای افغانستان؛
  9. قانون اصول محاکمات مدنی افغانستان؛

10. قانون کار افغانستان؛

11. قانون منع خشونت علیه زن افغانستان؛

12. وبسایت وزارت عدلیه افغانستان؛

13. وبسایت وزارت امور زنان افغانستان؛

14. وبسایت کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان؛

15. وبسایت تحقیقاتی حوزه؛

16. وبسایت پزوهش؛

17. وبسایت باشگاه؛

18. منشور سازمان ملل متحد؛

19. اعلامیه جهانی حقوق بشر؛

20. اعلامیه حقوق بشر اسلامی؛

 

 

 

نتیجه (مجموعه حقوق زن):

مسیر حقوق زن در ادوار تاریخ دارای فراز و نشیب های فراوان بوده است. در روم باستان با وجودیکه حقوق سیاسی زنان تاحدی تأمین بود اما به سایر حقوق حقۀ زنان به شکل شاید و بایدش توجه نگردیده بود. وضیعت زنان در روم بهتر از وضیعت زنان در یونان نبود و حتی مردان حق داشتند که زنان خود را شخصاً در صورت ارتکاب جرم عفت، مجازات نمایند. عرب جاهلیت از زن منفور بودند و با تولد دختری خشمگین شده و نوزاد های دختر را زنده به گور می کردند. با ظهور دین مبین اسلام، به حقوق زن بیشتر از بیش توجه شده و حقوق حقۀ زن در حدود احکام شریعت اسلامی به رسمیت شناخته شد.

زنان مانند مردان از حقوق متعدد در حدود احکام شریعت و قوانین نافذ برخوردار اند. و حقوق زن در آیات، احادیث، قوانین و کنوانسنیون های بین المللی مکرراً تسجیل گردیده اند.

زن مستحق حق مَهر در مقابل ازدواج است. و باید که حق میراث زن چه بحیث زوجه، مادر، خواهر و یا دختر تأمین شده و مورد حمایت قرار گیرند. تهیه نفقۀ زن مسؤلیت مرد است و این حق نه تنها در زمان جاری بودن  عقد ازدواج، بل در زمان عدت نیز برای زن به رسمیت شناخته شده است. در جهان معاصر، زنان بخش عظیم از نیروی کاری کشور ها را تشکیل میدهند و زنان توانسته اند تا مدارج عالی مناصب  مانند صدارت عظمی و یا ریاست جمهوری ارتقاء نمایند. امروز نه تنها حقوق کاری زنان شاغل خارج از خانه مورد توجه است، بلکه بالای حقوق زنان شاغل در خانه نیز مکث می شود. در شریعت سلامی و قوانین نافذه کشور، زنان دارای استقلال مالی است و میتوانند مانند مردان کار کنند و سرمایه بی اندوزند. حق دیه زن و مرد مساوی است و زن در مقابل مرد، و مرد در مقابل زن قصاص می شوند.

تعلیم و تحصیل مطابق به حدیث از رسولا الله، فریضۀ همه است و زن و مرد باید که بکوشند تا علم بی آموزند و در آموختن علم مطابق به احکام شریعت اسلامی و قوانین نافذه بین زن و مرد هیچ گونه تبعیض موجود نیست. جامعه به همان اندازه که برای مردان تعلیم دیده و تحصیل کرده نیاز دارند، برای زنان تعلیم دیده و تحصیل کرده نیز محتاج است. معیار کرامت در انسان تقوی است. و هر کس می تواند که نزد خدواند کرامت داشته باشد، مشروط بر اینکه تقوی پیشه نماید و از خداوند در دل ترس داشته باشد. حق کرامت زنان در قوانین و کنوانسنیون های بین المللی مانند آیات و احادیث تذکر رفته و به رسمیت شناخته شده است. مطابق به قانون اساسی، حیات حق طبیعی تمام اتباع افغانستان می باشد و هیچ کس حق ندارد تا این حق را بدون مجوز قانونی نفی نماید. زنان نیز مانند مردان حق اشتراک در امور سیاسی کشور را دارند و باید که در تأمین حقوق سیاسی زنان از هیچ نوع سعی و کوشش دریغ نشود. پرورش طفل از آن مادر است و فقط مادر است که نیاز های طفل را بیشتر و خوبتر از هرکس دیگر درک می کند و میتواند ارضاع نماید. و ادامه زندگی تا طفل تا مدت معینه سن، بدون مادر بسیار مشکل و حتی ناممکن است و بنا همین دلیل است که حق حضانت طفل برای مادر تا رسیدن طفل به یک درجه معین سن، به رسمیت شناخته شده است. زنان حق دارند تا از طریق مشروع با مردان ازدواج نمایند و تشکیل خانواده دهند، انعقاد عقد ازدواج دارای یک سلسله مقدمات مانند خواستگاری و نامزدی می باشد، که هر کدام از خود دلیل و منطق دارند. آنچنانی که زن حق انعقاد ازدواج را دارد، حق فسخ آنرا نیز در موار خاص دارد. حق ازدواج دارای اهداف و شرایط خاص خود می باشد. حق حسن معاشرت با زنان به رسمیت شناخته شده و رعایت آن عاری از لطف نخوهد بود.

تمت بالخیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

  1. قرآن کریم؛
  2. احادیث نبوی؛
  3. عبدالقادر عدالت خواه. حقوق فامیل: کابل: انتشارات میوند، 1387؛
  4. پوهاند عبدالعزیز. احکام میراث از نگاه فقه و قانون، کابل: ادارۀ علمی نشراتی التقوی، 1421 ق؛
  5. حسین وارث آدم. داکتر علی شریعتی، تهران: بنیاد فرهنگی شریعتی، 1385؛
  6. مکارم شیرازی. تفسیر نمونه، قم: سمت، 1382؛
  7. قانون مدنی افغانستان؛
  8. قانون جزای افغانستان؛
  9. قانون اصول محاکمات مدنی افغانستان؛

10. قانون کار افغانستان؛

11. قانون منع خشونت علیه زن افغانستان؛

12. وبسایت وزارت عدلیه افغانستان؛

13. وبسایت وزارت امور زنان افغانستان؛

14. وبسایت کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان؛

15. وبسایت تحقیقاتی حوزه؛

16. وبسایت پزوهش؛

17. وبسایت باشگاه؛

18. منشور سازمان ملل متحد؛

19. اعلامیه جهانی حقوق بشر؛

20. اعلامیه حقوق بشر اسلامی؛







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

علی10.06.2012 - 06:23

 خیلی عالی امید است که همچنان موفق باشید.در ضمن قست 1 تا 12 را اگر لطف کنید به این امیل rezasarabi17@yahoo.com ارسال کنید ممنون می شوم.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



رستم پیمان