نادرستی هایِ رایج در کاربرد چند واژه

١ دلو (بهمن) ١٣٩٠

یادآوری:

کاربرد برخی از واژه ها به گونه ی نادرست و بدون توجه به مفهوم اصلی آنها، با دریغ این روز ها در رسانه ها و حتا در نوشته های شماری از نویسنده گان رایج شده است.

سوکمندانه نادرستی کاربرد این واژه ها به حدی برای زبان های نوشتار و گفتار زیان آور است که تصورش از اندازه بیرون است.

انگیزه ی نخست این کاربرد نادرست، بی گمان از نبود درک و یا هم سهل انگاری ما در فرایند به کارگیری زبان های نوشتار و گفتار ناشی می شود که در این جا به چند کاربرد نادرست - و نیز معنای اصلی این واژه ها- اشاره می کنم.

خانقاه: واژه ی "خانقاه" در زبانِ عربی، در واقع همان واژه ی "خانگاه" در زبان پارسی است که در زبانِ تازی (عربی) مُعَرّب شده و در زبانِ ما (زبان پارسی) به صورت "خانقاه"در آمده است.

از سویِ دیگر، ایجادِ مکانی به نامِ "خانقاه" (خانگاه در زبان فارسی) از ابتکارات متصوفه ی خراسان و صوفیانِ پارسی زبان است؛ زیرا  مراسم و آیین خانقاه داری را از مانویان گرفته اند و نه از متصوفان عراق و عرب (چون اصلن فرهنگِ خانقاه و خانقاه داشتن نزد صوفیان عراق و عرب و نیز در آیین های عرفانی یهود، مسیحیان و یونانیان وجود نداشته است.)

زنده یاد استاد" سعید نفیسی" در مورد پیشینه ی تأریخی و نیز برگرفته شدن واژه ی "خانگاه" (خانقاه) می نویسد: "چنان می نماید که کلمۀ خانقاه را در این مورد برای جایگاهی که پیروان طریقه ای در آن گرد آیند و در آنجا منزل کنند و به عبادت و ریاضت بپردازند، مانویان وضع کرده باشند و تا دورۀ اسلامی مانویان ایران به این جایگاه دینی خود خانقاه می گفته اند؛ چنانکه مؤلف حدود العالم من المشرق الی المغرب که کتاب خود را در سال ۳۷۲ هجری تألیف کرده است، در باره شهرسمرقند می گوید:"اندروی خانقاه مانویانست و ایشان را نغوشاک (۱) خوانند" (سعید نفیسی، سرچشمۀ تصوف در ایران،صـ ۱۰۴)

با توجه به آنچه گفته شد، جمع بستن واژۀ "خانقاه" (خانگاه) به صورت "خوانق" که جمع جعلی است، در زبانِ پارسی نا به هنجار است.

به جایِ "خوانق" بهتر در پارسی گفته شود :"خانقاه ها".

چالش: این واژه در زبان ما به گونه ی نادرست به جای "مشکل" به کار  می رود؛ در حالی که این واژه اسم مصدر بوده و به معنای "مبارزه" و "کسی را به مبارزه طلبیدن" است.

افزون بر این در فرهنگ سخن(فرهنگ فشرده ی دوجلدی سخن، تألیف دکتر حسن انوری صـ783 ) چالش به معنای "تلاش، مسأله و نیز مسأله ای که برای آن چاره اندیشی شود، آمده است."

در فرهنگ فارسی مُعین (فرهنگ یک جلدی، چاپ پنجم، نشر سُرایش، تهران، 1382، صـ 369 ) افزون برمعنای واژه ی چالش به مفهوم آنچه گفته شد، این واژه به معنای "زد و خورد، جنگ و جدال" نیز آمده است؛ اما به نظر می رسد مفاهیم بعدی این واژه تا حدی متروک شده اند و تنها چالش به معنای "مبارزه" و "کسی را به مبارزه فراخواندن" تا اکنون باقی مانده است.

از سوی دیگر "چالش" برابر واژه ی "چلنج" در زبان انگلیسی است.

باید گفت بسیاری از پارسی زبانان به  دلیل بودن حرف "چ" در واژه ی "چالش" تصور می کنند این واژه پارسی است؛ در حالی که "چالش" واژه ی پارسی نه؛ بلکه ترکی است.

راهکار: این واژه ( راهکار) برابر واژه ی فرانسوی میکانیزم (Mekanizam) در زبان پارسی است و کاربرد آن به جای واژه ی "راهبرد" که این روز ها باب شده، نادرست است.

در فرهنگ فشرده ی سخن (صـ 2268) افزون بر راهکار، "سازوکار" نیز در زبان پارسی به معنای همان واژه ی میکانیزم (میکانیسم) آمده است.

ر اهبرد: واژه ی برابر "استراتیژی" در زبان فارسی است. در فرهنگ دو جلدی سخن "راهبرد، راه برد" به معنای " عمل تجهیز و به کارگیری نیرو ها و توانایی ها در جهت دست یابی به هدف معیّن" است. (صـ 1119) به کارگیری واژه ی "راهبرد" به جای "راهکار" (و یا کاربرد یکی به جای دیگری) نادرستی محض است که باید از آن پرهیز شود.

فرایند: کاربرد واژه ی "فرایند" به جای "سیستم" و یا برابر دانستن آن با این واژه (سیستم) در زبان فارسی نادرست است.

فرایند در معنای نخست: "مجموعه ای از فعالیت های مختلف (است) که برای دست یافتن به نتیجۀ خاصی انجام می شود مانند: فرایند گرفتن گواهی نامه"؛

فرایند در معنای دوم: مجموعه یی از تحولاتی (است) که به صورت طبیعی رخ می دهد و منجر به تغییری می شود مانند: فرایند هضمِ غذا"؛

فرایند در معنای سوم: مجموعه ای از کارها، طرح ها، و اندیشه ها که به کمک آن، تصمیمی گرفته می شود، یا پاسخ مسأله ای یافته می شود، یا چیزی ساخته یا تولید می شود مانند: فرایندِ تصفیه ی نفت (تیل) یا فرایندِ ساختِ موشک." (فرهنگ دو جلدی سخن، صـ 637 )

مصون: نوشتن این واژه ی عربی به گونه ی "مصؤن" و نیز به شکل "مصئون" (و بدتر از این ها به گونه ی مصؤون) نادرست است؛ زیرا در فرهنگ های متعدد پارسی مانند: فرهنگ مُعین، فرهنگ معاصر فارسی وفرهنگ بزرگ سخن این واژه (مصون) بدون داشتن همزه نوشته شده است.

مصون (Masun) اسم مفعولی بوده محفوظ، حفظ شده و نگاه داشته شده معنامی دهد.

موثق: نوشتن واژه ی "موثق" در قیاس با واژه های "مؤثر" و "مؤسسه" با همزه بر بالای "ؤ" درنگارش واژه ی "موثق"(یعنی به گونه ی مؤثق) نادرست است.

این واژه (موثق) به معنای مورد اعتماد و اطمینان، معتمد و نیز استوار است و نوشتن آن به گونه ی "موثق" درست نیست. باید نوشت: " موثق" و نه " مؤثق".

در فرهنگ های متعدد پارسی مانند: فرهنگ مُعین (صـ 1053، دوره ی یک جلدی) و نیز فرهنگ دو جلدی سخن (صـ 2324) این واژه به شکل " موثق" نوشته شده است.

موفق: نگارش این واژه (موفق) به گونه ی " مؤفق" نادرست است. باید این واژه را که صفت است در زبان بدون همزه بالای "و" نوشت؛ یعنی به شکل "موفق" و نه "مؤفق".

 است و هست: برخی از آگاهان حوزه ی زبان میان واژه "است" و "هست" تفاوت گذاشته به این باور اند که "هست" به معنای " وجود دارد" و "موجود" است، و "است" هم فعلِ " اسنادیِ ربطی" می باشد.

بی گمان دیدگاه این آگاهان درست است؛ زیرا در بسیاری از متن های کهن ادبی، "هست" به مفهوم "وجود دارد" کاربرد داشته است؛ به گونه ای که گوینده خواسته برموجودیت (وجود داشتن) چیزی و یا هم کسی تأکید کند؛ اما با این همه در نوشته های پار و پیرار نیز مواردی است که بین "هست" و "است" تفاوتی قایل نشده اند و یکی را به جای دیگری به کار برده اند.

کاربرد این دو فعل (است و هست) در صورتی که منظور ما از آن ها با چشمداشت فلسفی همراه نباشد، نادرست نیست؛ اما بهتر است با توجه به روش نگارش فصیح در زبان، هر یکی از این فعل ها در جای خود به کار رود.

-------------------------------

۱. نغوشاک در زبانِ دری به معنای "نیوشنده" (شنونده) است که اصل این واژه در زبانِ پهلوی " نیگوشک" بوده است. (سعید نفیسی، سرچشمۀ تصوف در ایران، چاپِ نهم، انتشاراتِ فروغی، ۱۳۷۷، صـ ۸۶- ۸۷.)     







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

عبدالواسع حبیبی15.07.2016 - 13:24

 ‏‎ ‎بسیارمعلومات زیبا تشکراز این معلومات تان.

زهرا23.02.2014 - 08:14

  خیلی خوب بود. اگه ممکنه در مورد واژه سازماندهی کردن با ساماندهی کردن هم نظرتونو بگید ممنون می شم.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



جاوید فرهاد