به ادبیات طعنه آمیز و خشونت‏ زا پایان دهید!

۱۲ سنبله (شهریور) ۱۳۹۶

افغانستان در زمره استثناترین کشورهایست که بیش از چهار دهه است جنگ در آن موج میزند. این حقیقت تلخ که بیش از ملیونها کشته و به همان پیمانه مهاجر و انبوه از ویرانی مادی و روانی بر جامعه بجا گذاشته ، هنوز هم تبعات منفی آن بخصوص در میان قشر مقصر کما کان پا برجا بوده و گویی به لعن گفتن ، ادبیات طعنه و نفی کردن رقیبان دیروز خو کرده و درخصلت شان حک شده است.

 

اکنون باید علم برداران جنگ های دهه 90 به این پی برده باشند که تاختن بر هم پیمانان و رقیبان دیروز دیگر بین مردم عام که همه درد و مشقت را با پوست و خون خود تجربه کرده اند جذابیت خود را از دست داده ،  هر که در خدمت به مردم صادق است و بیشتر عملکرد اش باعث همدیگر پذیری ، رشد و توسعه کشور شود ، نزد مردم مجاهد و قهرمان است.

 

متاسفانه افغانستان اخصن در چهل سال اخیر نه تنها از مسیر طبیعی توسعه بدور ماند بل به یک جامعه آسیب پذیر ، با یک قشر سیاسی تشنج پسند ، زورگو و بی بندوبار تبدیل شده است . اکنون نسل دوم ازین قشر ، عملکردهای پدران را مهک قرار داده ، گویی جهان بینی و تحصیل در دانشگاه های معتبر این عصر هم ذره از تغییر و روزنه انسان دوستی و ژرف نگری در آنان باز نکرده است. یکی با استفاده از زور پدر قتل می کند ، دیگر در پی آزار و اذیت رعیت در ملای عام و خاص کمر بسته و هیچ قدرت هم جرئت دنبال کردن عدلی این صاحب زادگان را ندارد ،  در حالیکه همین قانون در تنبیه مردم عام و اکثرا بی گناه ید طولا دارد.

 

ناگفته نباید گذاشت که مردم خود مصداق و تاریخ زنده از بربریت و فجایع جنگهای پسین کشور بوده و قوه تفکیک خوب و بد را هم خوشبختانه دارا اند. امروز فقر کمر شکن اقتصادی ، نا امنی مزمن از دغدغه های اساسی شهروندان بوده و هر آنگاهی که گروه های راست و چپ دیروز ، بار مسؤلیت عقب گرد کشور را متوجه طرف مقابل میسازند و بی درنگ اخطاریه های حذف مطرح می کنند به آلام مردم نمک پاشیده و به دلهرگی آنان افزوده و یک امیدواری کوچک که نسبت به آینده باقی مانده ،  با این برخوردهای طعنه آمیز کاملا از بین میرود.

 

از آنجائیکه انتخابات نه تنها ریشه در ارزش های مدنی امروزی دارد بل اکثریت مطلق از کیش های جهان بشمول دین مبین اسلام به این اصل تاکید کرده و هر گونه رقابت سیاسی در چوکات خدمت گذاری بمردم ، صداقت و ایمانداری در وظیفه و بآلاخره با خبر بودن از حال رعیت در آن مقبول دانسته شده است – متاستفانه اکثریت از سیاسیون در کشور با وجود اذعان کردن داشتن روش اسلامی و مفکوره های بظاهر مدنی ،ذاتا تمایل به توسل به جنگ ، استفاده از ادبیات طعنه غرض تحقیر کردن رقیبان سیاسی دارند.

 

مردم افغانستان نهایت صبور و عفو کننده اند. مردم با وجود لمس کردن جنگ ، از دست دادن عزیزان و جگرگوشه های شان وبآلاخره به هدر رفتن بزرگترین سرمایه شان که همانا عمر انسان است ، باز هم به مسؤلین تراز اول 30 سال جنگ اخیر در کشور به امید کنار آمدن این گروه ها چشم امید دوخته و از دست برداشتن شان از خشونت لبیک گفتند و هنوز هم با تحمل نابسامانیهای موجود به آینده امیدوار اند. البته وقت آن فرارسیده تا ادبیات خشونت آمیز و تهدید را کنار گذاشته در صدد عصری سازی تشکیلات حزبی و فکری خود کار کرد ، جنگ همواره بربادی ببار آورده و بآلاخره همه اختلاف نظرها را میتوان با گفتگو ، ارائه منطق و حسن نیت حل کرد.

 

بدون شک یکی از خصوصیات مبرم یک سیاستمدار همانا تشخیص و درک نبض جامعه اش است. در جامعه که مردم از جنگ و تباهی خسته شده اند ، سیاست مدارش نه باید هنوز هم به خشونت باورمند و خون آشام عمل کند.  کشوریکه مشکلات عدیدی دامن گیرش است ، نا امنی سرسام آور از یکطرف باعث فرار سرمایه مادی از کشور شده در حالیکه از طرف دیگر اکثریت مطلق از تحصیل کرده گان کشور دیگر روزنه امید به ماندن در کشور برایشان به گذشت هر روز تنگتر می گردد. در چنین شرایط بحرانی بایست ، سیاست مداران در پی ارائه برنامه های اصلاحی بوده و در میدان عمل با هم رقابت سالم و مسالمت آمیز نمایند. اما حملات لفظی و دادن اخطاریه های دگرگون کردن اوضاع متزلزل فعلی کشور ، دست آوردهای انگشت شمار 15 سال اخیر را به چالش کشیده و رویارویی با رقیبان دیروز خارج از مبارزات دموکراتیک ، راه را بسوی تقابل ، دگرگونی و خدا نخواهد  برگشت به دهه 90 میلادی را باز خواهد کرد.

 

گروه های متخاصم دیروز باید به این حقیقت عینی جامعه پی برند که یکه تازی ، ترغیب به جنگ و ویرانگری تأسیسات عامه راه حل نبوده و هر گروه که پیروزی اش را به پرخاشگری و تداوم جنگ گره زده مرامش همانا پیش بردن برنامه های کشورهای مغرض در آبادی افغانستان است ، ورنه همه خواست های مشروع شان را میتوانند از مجرای منطق و فعالیت های سیاسی مسالمت آمیز برآورده سازند.

 

در اخیر خوب است اگر سران تراز اول دهه 90 که اکثریت شان به کبر سن رسیده و فرزندان شان دارند به کارزارهای سیاسی پا میگذارند ، در ترویج فکر نو ، همدیگر پذیری و حب وطن که باعث پیشرفت و همسویی کشور با کشورهای منطقه شود از نفوذ و انرژی خود کار گیرند ، ورنه دیر نخواهد بود که نسل ما و بعد ما چون گذشته طعمه زدوبندهای فرزندان ایشان شوند.

 

ناصر "کوشان"

واشنگتن







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



ناصر کوشان