دیورند، مصاحبۀ ناشر رنگین با نصیرمهرین - ۱

۲۶ حمل (فروردین) ۱۳۹۶

خوانندگان محترم. چون در این اواخر بازهم موضوع دیورند سرزبان مطبوعات است، خواستم مصاحبۀ با محترم نصیرمهرین نویسنده وتاریخنگار کشور داشته باشم. این مصاحبه ادامه دارد. خواهشی از شما دارم: اگرپرسش های در بارۀ موضوع دیورند، دارید به آدرس تارنمای رنگین ویا آدرس فیسبوک اینجانب (Haider Akhtar ) بفرستید.

 

  • ·       تاریخنگار و نویسندۀ محترم نصیرمهرین، بازهم قضیۀ مرز میان افغانستان و پاکستان یا خط سرحدی بین دو کشورچاق شده و نظریات مختلف ابراز می شود، شما که ازسالها به اینطرف در بارۀ آن در مصاحبه ها وسخنرانی ها ونوشته های خویش تماس گرفته اید، دلیل داغ  شدن قضیه را در هفته های آخر چگونه بررسی می کنید؟

نصیرمهرین

  • ·       افغانستان شاهد شکل گیری قطب بندی های اجتماعی جدید است. بازتاب آنچه "مسأله" ویا " قضیه" دیورند می نامیم، در این قطب بندی ها چهرۀ خویش را نشان می دهد. نیروی داخلی یی که قدرت اصلی را در ارگ جمهوری هدایت می کند، نیروی که حامد کرزی ویا محمد اشرف غنی را نیز ملعبۀ دست خویش قرار داده اند، در پی ادامه دهی جدی تر موضوع با خواستگاه اجتماعی آن اند. این موضعگیری در گذشته ها هم از طرف دیگران پذیرفته نشده بود. اما چنان هیولای ترسناکی از بحث آن ایجاد نموده بودند که رد ادعا های موهوم، بدتر از کفر وزندیق تاریخی معرفی وسرکوب می شد. اکنون قطب بندی های جدید، در وضعیت روشن نمودن مواضع در زمینه های مختلف قرار گرفته است. بحث داغ موضوع دیورند، کنش ها و واکنش های هفته های پسین از این نیاز برخاسته است.

 

اختر

  • ·       چرا این خط سرحدی را مخالفین آن قبول ندارند؟

مهرین

  • ·       مخالفین مدعی اند که استعمار بریتانیه  و امیرعبدالرحمان خان، تحت نظر ومدیریت مارتین دیورند، این مرز را تعیین نموده بودند. پس از ایجاد جمهوری اسلامی پاکستان، آن تعهدات نباید رسمیت داشته و باید ملغی باشند. بر بنیاد چنین طرز تلقی سرحدات افغانستان را تا حدودی درنظر می گیرند که مناطق پشتون نشین پاکستان وحتا بیشتر از آن را شامل می شود. استدلال دیگری نیز دارند. مدعی اند که با خط کشی های دیورند، اقوام وقبایل پشتون از هم جدا شده اند. این جدایی باید پایان بپذیرد.

اختر

  • ·        استدلال کسانی که این سرحد را قبول دارند، چیست؟

مهرین

  • ·       پذیرنده گان سرحد کنونی به رغم این که مواضع سیاسی ویا پیشینه های متفاوت و مختلف دارند، می گویند که:

1-    معائــدۀ یاد شده که از طرف مارتین دیورند و امیرعبدالرحمان خان، امضأ شد، پس از او نیز رسمیت یافته است. با وجودیکه بعضی از زمامداران مانند محمد داؤود خان (به ویژه دوبار، یک بار دردوران صدارت خویش وبار دیگر در مرحلۀ نخست ریاست جمهوری) موضوع را زیر سوال قرار داد، اما به گونۀ به آن سیاست پایان داد که رسمیت شناختن خط سرحدی را گواهی می داد. توجه داشته باشیم که خواستگاه سیاسی تشنج زایی با پاکستان وسخن گفتن از حقوق بلوچ ها وپشتون ها، می تواند حاکی از استفادۀ ابزاری- قومی از اختلافات باشد. محمدداؤود چنین رفتاری را آزمود وشکست هم دید.

2-    سرحد کنونی مانند سرحدات سایر کشورها در ملل متحد ثبت اند. حکومت های افغانستان هیچوقت پای تردید موضوع و پیشنهاد تصرف در خاک پاکستان یا خاک های قبلی وپیش از معائدۀ دیورند را در مجمع ملل متحد نکشانیده اند. به نظر من دلیل اش این بوده است که می دانستند، با تمسخر مجامع بین المللی مواجه می شوند.

3-    حکومت پاکستان پس از ایجاد خویش در بخش مناطق پشتون نشین، مراجعه به راآآرأ مردم آنسوی سرحد را در پیش گرفت. اکثریت پشتون ها، حکومت پاکستان را پذیرفته اند. هرگاه اعتراضی بر نحوۀ ریفراندم ویا رای گیری ها وجود داشته باشد، وظیفۀ خود مردم آن مناطق است که در مبارزات خویش آن را ابراز نمایند.

4-    پشتون های داخل پاکستان، نه تنها نیازی را احساس ننموده اند که به افغانستان بپیوندند، بلکه با بهره مندی از رهبران سیاسی، نظامی و دینی؛ در تقویه پایه های حکومت پاکستان کوشیده اند.

5-    به یاد داشته باشیم زمانی  که طرح فدرالی  در پاکستان عملی شد رهبران پشتون وبلوچ آن طرح، و قانون اساسی آنکشور را بار دیگر پذیرفته اند.

با توجه به نکات بالا، حالی شده است که حق تعیین سرنوشت مردمان آنسوی سرحد به خودشان مربوط است. پس در افغانستان نه درگذشته ونه حالا اشخاص ونهاد های مخالف خط سرحدی دیورند، حق نداشته و ندارند، برای آنها تعیین تکلیف کنند.

اختر

  • ·        نقش اتحاد شوروی از بین رفته در قضیۀ دیورند چگونه بود؟

مهرین

  • ·       واضح بود که در اوضاع جنگ سرد، حضور رقابت های جهانی ومنطقه یی، سران کرملن آن هنگام سیاست تضعیف وزیر فشار نهادن پاکستان وتجزیه آن را ترجیح میدادند. گروه های وابسته به اتحاد شوروی در افغانستان با درک این مشی نیز سیاستی را در پیش گرفته بودند که پاکستان ستیزی بود. داغ نمودن هیاهوی پیرامون خط دیورند و پشتونستان خواهی های تبسم آمیز، نیز به آن سیاست جواب میداد. نتیجۀ آن سیاست غلط این شد که افزون بر امریکا، چین هم که ا دعا های کلان وانقلابی تر داشت، از موضع مخالفت با شوروی به تقویه حکومت های مرتجع پاکستان اشتغال یافت. حکومتی که به سلاح اتومی نیز دست یافت.

اختر

  • ·       آیا درست است که معائدۀ دیورند برای صد سال  بوده است؟

مهرین

غلط محض. برای چه تعیین سرحدی برای صد سال؟

اختر

  • ·       آقای مهرین اگر حکومت افغانستان به خاطر قبول نکردن سرحد مشهور به دیورند، جنگی را به راه بیندازد، عاقبت چه کار خواهد شد. آیا افغانستان توان اینکار را دارد؟

مهرین

  • ·        حکومت افغانستان نه اراده، نه تصمیم ونه جرأت چنان اقدامی را دارد. در چارچوب مشی منطقه یی ایالات متحدۀ امریکا نیز اصطکاک و تضعیف وابسته گان جایی نخواهد داشت. برعکس توجه به سوی روسیه وایران معطوف است.

در پیوند با توانمندی ویا عدم توانمندی طرف افغانستان برای چنان جنگی، بهتر است پیش از بحث جنگ، هدف را طرف توجه قرار بدهیم. حتا اگر افغانستان در خواب هم ببیند که توان توسل به جنگ را یافته است، چنان هدفی دور از پذیرش خرد و دور از نیاز است. این یادآوری برای آن هموطنانی مهم است که   آرزو دارند افغالنستان قوی شود تا خاک های داخل پاکستان را به خود ملحق نماید.

خوب است افغانستنان تقویه شود، اما نه برای جنگ بی لزوم و هدف موهوم وپوچ.

اختر

  • ·       اگر سرحد دیورند از جانب افغانستان پذیرفته شود، مشکلات ما با پاکستان حل می شود؟

مهرین

  • ·       نه خیر. مشکلات با پاکستان قبول کردن ویا نکردن سرحد دیورند نیست. سرحد قبول  شده یی را اگر گروه های احساساتی، غضب آلود وبدخوی طرف افغانستان نپذیرفته اند، بن مایۀ تمام درد سرها از جانب پاکستان نیست. مشکلات ناشی از پاکستان برای افغانسنان از آنجا ناشی شده است که پاکستان، اهداف بزرگتری را در افغانسنان، در جمهوری های آسیای هم سرحد با افغانستان، در دستور کار قرارداده و تقویۀ جبهۀ ضد هند نیز در آن سیاست ناظر است.

برداشت خویش را از اهداف پاکستان چنین در نظرآوریم که نپذیرفتن خط دیورند برای پاکستان تهدیدی را در عرصۀ عمل ایجاد ننموده ونمی نماید. این موضوع را مقامات پاکستانی خوب می دانند. ولی می تواند هیاهوی پوچ قبول نکردن آن، دستاویزی سیاسی در اختیار پاکستان بگذارد. در حالی که افراد وگروه های آمیخته با احساسات قومی، مشکلی برای پاکستان ایجاد ننموده اند، سپاه جنگی آنها یعنی نیروهای تروریستی مانند حزب اسلامی حکمتیار و تحریک اسلامی طالبان، درعمل سپاه پاکستانی و جاده صاف کن های تحقق اهداف شوم پاکستان بودند و استند.

پاکستان تمام افغانستان را می خواهد. ما باید این عمق استراتیژی موجود در پاکستان را تشخیص بدهیم. همه ساختارهای سه گانه، یعنی جنرال های ارتشی، سیاستمداران گردانندۀ دپلوماسی  یا وزارت خارجه یی های پاکستان و روحانیت سیاسی چه شریک در قدرت وچه هم انتحاری وانسانکش، برای بلعیدن  افغانستان هدف مشترک دارند.

به نظر من آنانی که از دیدن ودرک این اهداف آگاهانه چشم پوشی می نمایند، دچار اشتباه بزرگ استند.

اختر

  • ·       یگان وقت شنیده می شود که قبول کردن خط دیورند، یعنی خیانت ملی؟!

مهرین

  • ·       در آغاز بگویم که در اوضاع واحوال ملتهب، بیگانه با استدلال، نبود تحمل، نا آشنا با فرهنگ استدلال؛ آنانی که با فرهنگ تحمیل توهمات وپندارهای خویش خوی گرفته اند، نقد تابوهای پیشینه و تابوشکنی را به باد ناسزا می گیرند. اوضاع کنونی هم نه تنها پرتاب تیرهای مفت ورایگان بی مسؤولیتی را گواه است، بلکه آنها هرچه بیشتر وشدیدترازهرنوع زمینۀ میسرمانند توسل به فرهنگ فحاشی نیز دریغ نخواهند کرد. متأسفانه به دلایل فرهنگی، اجتماعی وتاریخی، جامعۀ آزاردیدۀ ما مدت ها می شود که شاهد چنین تهمت ها است.

خاطره یی را می آورم: کمتر از 20 سال پیش نیمه شبی با یک فرستندۀ رادیویی از شهر تورنتو که ناشرآن هموطن گرامی نصیر خالد بود، پیرامون معائده وموضوع خط دیورند، مصاحبه داشتم. دقایقی پس از ختم مصاحبه همین که سر دربالین نهادم، صدای تلفون به صدا در آمد. آنطرف خانم محترمی پس از ادای جملات مؤدبانه واین که نمرۀ تلفون را همین حالا از آقای نصیر خالد گرفتم، افزود که چرا شما در صحبت های خویش این "خیانت ملی" را مرتکب شدید و از تأئید آن خط گفتید. توضیحاتی دادم وایشان را به ارائۀ استدلال دعوت نمودم.

ویا شاید سال 1999 بود. درهالند بودم. دو تن در برنامه زندۀ صدای امریکا بخش افغانستان صحبت می نمودیم. دقایق پسانتر پاسخ به پرسش ها شروع شد. یک تن از هموطنان از مهمان دومی پرسید که نظر خویش را پیرامون خط دیورند بگوید. آن شخصیت محترم وحقوقدان، در پاسخ گفت که اگر این پرسش را هم آقای مهرین جواب بگوید. برداشت من این بود که هراس داشت چه بگوید.

بیفزایم که اگر موضوع در یک گفتمان با سطح مطرح باشد، در آن صورت مهر وتاپۀ خائن ملی نصیب کسان دیگری می شود که به آن خاک ومردم واقعاً خیانت نموده اند.

بپذیرید که این تابوها در حال شکستن وفرو ریختن اند. آنانی هم که موضوع را جدی! گرفته اند با این مقصد شناخته شده استند که در طول مدت خواستگاه مهم آنرا مصرف اغواگرانۀ داخلی تشکیل داده است.

 

                ادامـــــه دارد







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



محمد حیدر اختر