برای بزرگ دیدن نما ها، روی نقشه اشاره کنید

این پنج نما که از مسافه های مختلف برداشته شده اند، همه یک نقشه را نشان میدهند. این نقشه معلومات جالبی را در باره ی خراسان و همسایگانش بیان میدارد. مثلاً میتوانیم ببینیم که شهر های مهم خراسان این ها بوده اند: بلخ، بامیان، کابل، غزنی، قندهار، لشکرگاه، غور، هرات، نیشاپور، مشهد و مرو. چنانیکه از این نقشه پیداست، از جمله ی این 11 شهر، 8 شهر آن در افغانستان امروزی قرار دارند، شهر های نیشاپور و مشهد در ایران اند و شهر مرو در جمهوری ترکمنستان موقعیت دارد. پس به گونه ی آشکار دیده میشود که بدنه ی اصلی خراسان شکوهمند دیروز را همین افغانستان جنگ زده ی امروز تشکیل میدهد. همچنان مشاهده میگردد که در مقایسه با همسایگانش، خراسان یکی از بزرگترین ولایات یا ممالک در منطقه بوده است. نقشه همچنان آشکار میسازد که کی ها همسایگان ما بوده اند. از جانب شرق، خراسان با ولایات کشمیر، پنجاب و احتمالا سند هم مرز بوده است (دریای اندوس یا اتک شاید مرز شرقی بوده باشد). در شمال، سرزمین های خوارزم، سغدیانا و احتمالا فرغانه همسایگان خراسان بوده اند (دریای آکسوس یا آمو به گمان اغلب مرز شمالی بوده است). در غرب با سرزمین فارس هم مرز هستیم (نام این کشور در سال 1935 به ایران تغییر یافت). در جنوب خراسان ولایت سیستان دیده میشود. گرچه در دوره های مختلف سیستان بخشی از قلمرو امپراتوری های خراسان بوده و مرز جنوبی خراسان به کرانه های بحیره ی عرب و خلیج فارس میرسید. امپراتوری های تیموری و غزنوی خراسان و سلطنت احمد شاه ابدالی میتوانند مثال های باشند. ولی در سده ی نزدهم امیران محمدزایی در مجادله با انگلیس بلوچستان را از دست دادند و به این ترتیب خراسان برای همیش منحصر به خشکه گردید. و در اخیر سده ی نزدهم امیر عبدالرحمان با امضای آخرین قرارداد های مرزی با روس و انگلیس (1893)، بخش های بیشتری ازخاک خراسان را به این دو ابرقدرت بخشید و مرز های کنونی کشور را تعیین نمود، و آنچه را که در بین این مرز ها باقی ماند، افغانستان نامید. در حالیکه پدرش امیر محمد افضل که از 1866 تا 1867 حکومت کرد، خود را امیر خراسان و امارتش را خراسان مینامید و هنگامیکه سکه اش را ضرب زد ا ین مصرع را بر آن نوشت: "امیر ملک خراسان محمد افضل شد". این بدان معناست که تا همین 140 سال پیش امیران این ملک قلمرو حکومت شان را هـنوز به نام خراسان میشناختند.


سلطنت صفویان فارس یا ایران امروزی (1501-1736) با دو قدرت بزرگ دیگر همزمان بود. اولی امپراتوری مغل بود که بنیانگذارش شاهزاده ی تیموری، ظهیرالدین بابر، بود. بابر در سال 1504 پادشاه کابل شد. پسانتر هندوستان را فتح نمود و سنگ تهداب امپراتوری مغل را در سال 1526 در این سرزمین گذاشت. امپراتوری بابری هندوستان تا تسلط استعمار انگلیس بر این سرزمین دوام نمود. قدرت دوم امارت شیبانی بخارا بود که در سال 1506 توسط محمد شیبانی بنیانگذاری شد. این بدان معناست که در قرن 17 سرزمین خراسان بین این سه قدرت بزرگ تجزیه گردید. چنانیکه این نقشه قسماً نشان میدهد نیمه ی غربی خراسان زیر تسط صفویان فارس درآمد، شرق آن به شمول کابل در قلمرو امپراتوری بابری باقی ماند و بخشی از شمال و شمال شرق آن مربوط امارت بخارا شد. این حالت، با نوسان متداوم مرزها، تا سال 1747 دوام نمود. در این سال نادرشاه افشار، پادشاه ایران، به قتل رسید و در ایران خلای قدرت به وجود آمد. یکی از فرماندهان بالا رتبه ی ارتش نادر شاه به نام احمد خان که پشتون ابدالی بود، از این خلای قدرت استفاده نموده در قندهار اعلان استقلال نمود. وی خود را حاکم خراسان خواند و قندهار را پاتخت خود ساخت. احمد شاه تقریبا تمام خاک خراسان پیش از تجزیه را زیر فرمان خود درآورد و خراسان را دوباره یک پارچه ساخت، و تهداب سلطنت سدوزایی را گذاشت. پس از مرگ احمد شاه پسرش تیمورشاه پایتخت را به کابل انتقال داد. در اواسط قرن 19 خاندان سدوزایی را خاندان دیگری از قبیله ی محمدزایی پشتون از قدرت انداخت. آخرین شاه محمدزایی، ظاهز شاه، تا سال 1973 حکومت نمود. با تاسف تعداد زیادی از امیران سدوزایی و محمدزایی، برعکس احمد شاه ، رهبران بی کفایت و اشخاض بی درایتی بودند. ایشان خانه جنگی ها و برادر کشی ها را به راه انداختند و بر اثر ناتوانی آنها بخش های بزرگی ازخاک خراسان را همسایه های جدید استعمارگرش، روسیه و انگلیس، تصاحب نمودند. جنگ های خاندانی و خصلت قبیلوی ایشان همچنان خراسان باشکوه گذشته را به کشور فقیر و عقب مانده ای مبدل ساخت. شاه میهن دوست و نوگرا، امان الله (1919-1929)، خواست کشور را پیشرفته بسازد ولی کامیاب نشد . محمد نادر شاه (1930-1933) به جای آنکه به وعده اش وفا کند و غازی امان الله را دوباره بر تخت بنشاند، خودش بر تخت نشست و کشور را دوباره در دام قبیله سالاری انداخت. جنوب و جنوب شرق خراسان یا افغانستان امروزی زیستگاه جوامع قبیلوی بوده و استند و در سده های پسین ایشان فرمانروایی کشور را در دست دارند. بازتابی از این قبیله-فرهنگی را حتی در سده ی 21 نیز در قالب دولت طالبان تجربه نمودیم. و این داستان هنوز دنباله دارد.

این نقشه قلمرو پهناور امپراتوری تیموری (1370-1506) را نشان میدهد. بنیانگذار این امپراتوری تیمور بود که در 8 اپریل 1336 در شهر کش در نزدیکی های سمرقند به دنیا آمد. وی از قبیله ی ترکو-مغل برلاس بود که در فرارود مقیم شده بود. به سبب زخم تیری در پایش مشهور به تیمور لنگ شد. چنانیکه از این نقشه هویدا است خراسان بخش بزرگی از این امپراتوری را تشکیل میداد که از دریای آمو در شمال تا کرانه ی بحیره ی عرب در جنوب و از دریای اندوس و دروازه ی پنجاب در شرق تا مرز شرقی ایران در غرب را در بر میگرفت. پس از مرگ تیمور فتوحات او بین پسرانش، میرانشاه و شاهرخ تقسیم شدند. میرانشاه بخش غربی امپراتوری را حاکم شد و شاهرخ فرمانروای خراسان گردید. شاهرخ در بین سالهای 1406 تا 1417 قلمرو خود را پهنا بخشید. وی در این سالها تمام قلمرو میرانشاه را زیر فرمان خود درآورد و همچنان ولایات مازندران، سیستان، فرارود، فارس و کرمان را به امپراتوری اش اضافه نمود. بدین گونه شاهرخ تقریبا تمام امپراتوری پدرش را دوباره متحد ساخت که آنرا از خراسان اداره مینمود. به عبارت دیگر شاهرخ امپراتوری تیموری خراسان را که پایتخت اش هرات بود بنیان گذاشت که به مدت یک سده، تا سقوط اش در 1506 به دست ازبکان شیبانی، دوام نمود. در دوران فرمانروایی تیمور اقتصاد رشد نمود، هنرمندان و بازرگانان به پایتخت آورده شدند. در هرات کتابخانه ای ساخته شد. پایتخت مرکز درخشان هنر و فرهنگ گردید. در دربار آخرین شاه تیموری، حسین بایقرا (1478-1506)، شاعری چون جامی، نقاشانی چون میرخوند و خوندمیر و وزیری چون علی شیر حضور داشتند.


این نقشه خراسان، فرارود و خوارزم را در سده های 10 تا 12 ترسایی نشان میدهد که برابر به دوره های غزنویان و غوریان اند. این نقشه را موزیم "ایران شرقی" نامیده است که نام ایران در اینجا میتواند بر ایران باستان دلالت کند و یا جانشین نام فارس شده باشد. ولی ما به جزییات این مسئله نمیپردازیم. واقغیت مسئله این است که گرچه پیش از دوره ی اسلامی خراسان بخشی از امپراتوری های هخامنشی و ساسانی فارس را تشکیل میداد، ولی پس از پذیرش اسلام اکثراً کار برعکس بوده است. در دوره ی اسلامی اکثرا بخش های بزرگی از سرزمین فارس یا ایران امروزی جزء امپراتوری های بودند که از خراسان برخاسته اند، یا پایتخت های شان را شهر های خراسانی تشکیل میدادند. سامانیان، غزنویان، غوریان و تیموریان هرات میتوانند نمونه های باشند. ولی برای جهان غرب این خطه همیشه فارس نام داشته است و پس از 1935 ایران. ولی این بحثی است که در این دیباچه نمیگنجد و میگذاریمش به زمان دیگری. چیزی که در این نقشه اهمیت دارد پهنای خراسان است. در این دوره خراسان در شرق به دریای اندوس میرسد و در جنوب به بخشی از بحیره ی عرب. همچنان در اینچا دیده میشود که در دوره ی اسلامی نام همسایه ی شمالی خراسان، سغدیانا یا سغدستان، به فرارود یا ماورالنهر تغییر یافته است.