|
||||
به مناسبت هفتمین سال شهادت مسعود، زعیم ملی ورهبر آزادیخواهان
«غلام همت دردی کشان یک رنگم نه آن گروه که ازرق لباس ودل سیه اند» این یاد نامۀ مختصر، گوشه ای از تجدید پیمان ، تائید همرهی وبزرگداشت همیشگی از مقام والای قهرمانی میباشد، که یادش نه تنها به یک برگزاری سالانه از سالی به سالی منحصر وخلاصه میشود، بل همچون مانندناقوس دل نشین وخوشگوار گوش جان وتوان ماراپیهم نوازش وقوت می بخشد. تجلیل از مبارزات آزادی بخش رستم گونۀ این قهرمان ویاران باثباتش رفته رفته وامروز دیگر به یک حقیقت ضرورتمندانه وبدون چون وچرای نه تنها یک قوم مبدل گردیده، که دیگریگانه آرزو ومرام دائمی همه نیروهای وطنخواه وهمدستِ برخلاف فاشیزم ، دست نشانده ها واشغال درمجموع ودرتمامی ابعاد وجهات سیاسی ، فرهنگی واقتصادی آن میباشد. امسال مانند سالهای پار، وحتی سؤگوارتر ودردناکتر از گذشته ، غم شهادت مسعود عزیز ویاران شهیدش را با اشک وفریاد انتقام به غم نشسته ایم ، وهمنوا اظهار میداریم که اگرصدای رسای وطن خواهانه ومردم دوستانه مسعود ، باخیانت دوست نماها درتبانی با دشمنان آزادی درین کشور خاموش گردید، راه مقدس جهاد وآرزوی عدالت عام وتام بین الاقوامی وآموزه های گرانبهایش درخلع ودفع دشمن همچنان پابرجا وزنده بوده ، وبه منزلۀ چهلچراغ روشن پیروزی فرا راه تمامی انسانهای دربند در مبارزه بادولتهای غاصب واسثمارگر جهان ودست نشاندگان داخلی آن ،همچنان روشن وپایدار خواهدماند که انشأالله به یمن همت وتصمیم استوار می ماند . اما مزدوران وخودفروختگان دستگاههای جاسوسی وضدانسانی منطقه ودنیا باید بدانندکه، از شهادت این ویا آن قهرمان که درین گوشه ویا آن گوشۀ وطن وجهان، به هیچوجه نمی شود ونمیتوانندکه فانوس مقدس ونجات بخشی را که بدست قهرمانان وپیشروان راه نجات افروخته شده است خاموش نمایند، ولی برخلاف تیشه برریشۀ دوام منحوس دهشت ،جنایت ، قتل ودزدیهای خودها خواهند زد که میزنند.و خودرا به دست خودمفتضح نموده وخود باعث بربادی خود میشوند. ماران آستین شناخته شدۀ ایکه سفیهانه فریب دشمنان این خاک وفریب دشمنان قوم یکدست وجانبازتاجیکش را تجربه کردند، باید درک کنند، که امروز نه تنها زمان اتحاد آهنین تاجیکان ودیگر مظلومان وطنشان است، بلکه سخن از رستاخیز برحق وتاریخی آزادگان جهان درمیان بوده ودل های مردمیکه جان وتن ایشان به عشق مردم و سرزمین آبائی خراسانی ایشان زنده است هنوزهم جان تازه می گیرد وهرگز نمی میرد.وانشا الله که اجنبیان استعمارگر ودنباله روان زبون ومزدورآنرا یارای دست درازی، ایجاد اختلاف وتجاوز درین مرز وبوم مردخیزوجود نخواهد داشت واین همان اظهاراتیست باورمندانه ایست که اهل خبره در مسائل بین المللی ومخصوصأ آگاهان آسیای میانه درنزدیکی کشورما به آن اعتراف نموده اند ویقین دارند.اما ماران آستین وبندگان زر وزور دستگاههای استخباراتی منطقه وجهان ،عاقبت نااندیشانه وبی خبر ازین حقیقت، به این خواب وخیال اندکه اخلاف قهرمان مسعود وبازماندگان ِ دیگر اقوام ، این راه روشن آزادی بخش وملی را رو به پیش نخواهند برد. ولی برخلاف این تصور، که نه تنها ترک نخواهندکرد وبه پیش خواهند برد، که با گواهی تاریخ تا پای جان پررهروتر وپرثمرترخواهند نمود و به انجام خواهند رسانید. امروز آزدیخواهان سراسرجهان بادرک از واقعیت وحقیقت راه نوین دشمن ستیزانه مسعود ویارانش در پیکار با جانیان بی آزرم وفرهنگ کُش ،به این نتیجه رسیده اند که باور به پیروزی هر روز وهرسال جان تازه می گیرد وآزادیخواهان جهانرا زیرچترآهنین درفش رستاخیز ِظفرواتحادهمگانی ،آنچنان به جنبش درخواهد آورد ، که زمین وزمان را با قوتی درخورشأن به لرزه درآورند ودرعمل به اثبات برسانند ودرجهت صلح منطقه وگیتی دعوت نمایند وبدانند که به راستی« که آواز خلق آواز خداست » . این دردنامه، درد فراموش ناشدنی وجانکاهِ شهادت ِمردی را به خاطر تداعی میکند، که تار وپود هر انسان برحق وباوجدان را درصحن جهان ، بافردفردی ازملت آزادگان درپندار ودرک مشترک با دیگر آزادیخواهان واقوام محکوم وطن تا حضور خدا وقضاوت خدائی درسوگ واندوه عظیم مغموم خواهد داشت.این یاد نامه نبشتۀ مختصری ازیاد وبود یک قهرمان محبوب وشخصیتی میباشدکه مردانه ووطن پرستانه زندگی نمود وباتبعیت از امر خدا در دفاع از مستضعفین مبارزه کرد، بانامردان درآویخت، آهورائی قدعلم کرد وآهورائی جام افتخار شهادت نوشید ، وتازمانیکه نامردان پلیدراازین سرزمین بیرون نراند دست ازمبارزۀ مقدس وبرحقش نکشید.اواززمرۀ آنگونه مردان وقهرمانان تاریخ جهان بود که خارستان بردگی، محکومیت وبیگانه پروری راباخون ناکسان وبیگانگان وهمدستان مزدور ومتجاوزش آبیاری نمود وبه گلستان آزادی وخودارادیت مبدل نمود. اما امروز به تو ای قهرمان نستوه! نمیدانم که نشان استواری ومبارزات آزادی بخشت را ازکه بگیرم ؟ از شاهدان زنده درمبارزات آزادیبخشت که یک ویا دو تن نه بلکه از ملیونها هم افزونتر است ویا از بیابانها ودره های لاله زار وطنت، ازصحراها ودشتهای سرخ شقایق، ازقبول ایثار وشهادت ات دردفاع ازکشور ومردمت، ویاازکهساران پرپیچ وخم وسر به فلک کشیدۀ پامیر، سفیدکوه، فیروزکوه ویاازهمه مشهورتر از قله های شامخ وسربلند کوه ووطن باباات، ویا از دلهای ملیونها انسان دردمند ، گرسنه ، تبعیض دیدۀ وطنت ویا ازاعتراف دانشمندان وانسانهای باوجدان جهان که به نامت سوگند میخورند، وترا نه تنها مردی از زمرۀ قهرمانان وطن ومردمت ،بل پیشوای ستمدیدگان سراسر جهان میدانند وبه تو ، دلیری وشهامت تو وراه ظفرنمونت می بالند وآنرا امروز سرلوح مبارزات ودستورات خود برضد دسیه کاران وفاشیستان جهان زیر نام فریب دهندۀ دموکراسی قرار داده اند. ویا ازآبشارانیکه یادت را افسوس کنان وبا هزاران درد وغلغله ازسینه های ملتهب خود سرمیدهند واشک می ریزند.امروزهیچ گوشۀ این کرۀ خاکی نیست که پیامهای آزادیخواهانه ومردم دوستانه ات را بر ضد تبعیض وتجاوز تاختم استعمار وفاشیزم ، گواه ورهنمون نباشد ودستور روز وزمزمۀ دائمی خود قرار ندهند. دلهای ما ، اندیشه های ما وتک تک تار وپودوجودما ، تو وهمچون تو آزاده ها را میخواهد وتکریم میکند. دریاهای توفانی وخروشان یادگرامی تو، عشق به تو، یادجنت گوارای خراسان تو، زمزمه ها وسازهای عاشقان وعارفان سرسپرده، دلبسته ومفتون عظمت وبلندای روح پرشورتو،چون هجوم آتشفشانها وسیلابها سراپای وجود ما را تنها آن زمانی آرامش می بخشد که ، در یاد تو وباخاطرات توباشیم ، وازتو ودلاوریهای پاک ومردم دوستانه ات سخن بزنیم، ازتو وقهرمانیهایت بیاموزیم وباتو وعظمت اندیشه وکردارت بیاندیشیم ، به آموزه های تو عشق بورزیم ودستور روز خود قراردهیم، وبیخودانه فریاد برکشیم که تو وهمچون ترا می پرستیم ویاد قهرمانیهایت را تا پای جان وجهان دوست می داریم ودر کشور دل هایمان گرامی می داریم. مسعود عزیز! تاحرفی ازما ومن وآزادی وتا فریاد وشوری از ایثار وعشق به مردم ومیهن درما جاریست ، باتو خواهیم بود. امیدواریم که پرتو راه نجات بخش ورهنمون هایت چون راه دیگرابرمردان ِ کهن روزگاران تاریخ ما ، رهنمای پیروان تو وقوم دلیر وشجاع تو در همدستی با دیگر محکومان کشور، راه پر رهروعدالت ومساوات بی چون وچرا، تا طرد ابدی فاشیزم مزدور، ووطن فروش در وطن آبائی مان باشد. انشأالله.
به یاد مسعود قهرمان خدیو کشور دل رفت وراحت از ما بُرد زجان گذشت ووطن با بیگانگان نسپُرد به هر طرف که روآورد بهر ِخدمت بود چه غمگسار رسید وسرشکِ درد سُتُرد ندید غیر تلاش وغم وطن، زجهان زخورد ونوش نه بیشترزخلق میهن خورد چو فاتحان جهان دل به موج وطوفان داد چو قهرمان برزمید و دشمنان نه شُمرد زصبح تا به مسأ چون عقاب صخره نشین پرید هرطرفِ خاک، و فتح با خود بُرد به هر محل که دمید فکر خلع دشمن داشت گرفت دوست در آغوش ودستها بِفشرد نمود راه نو ِ رزم در شکست عدو تو کاشفی توبزرگی ،توقهرمان توئی گُرد تمام اهل وطن غم خورند برای تو لیک زچشم قوم تو کی میشود که اشک ستُرد عیار مرد خراسان ، نماد ِ عهد و( وفأ ) چه پاک باز برزمید، وعاشقانه بمُرد
|
|
|||
| Copyright © 2005-2008 www.khorasanzameen.net | ||||