٢٤ جوزا (خرداد) ١٣٨٩

چشیدن

 

من به دستان تو غلتم که تنت را بچَشَم

روی لبهای تو لغزم دهنت را بچشم

 

پنجه هایم  برسد گر که گریبان ترا

داغی سینه ی بی پیرهنت را بچشم

 

پر زنم با مژه ها در شکن مژگانت

دیده گان غزل آرای مَنت را بچشم

 

بکشم در نفسم سوز نفس های ترا

سینه در سینه دل افروختنت را بچشم

 

گوش روی دهنت مینهم و میخواهم

کز روش های لبانت سخنت را بچشم

 

پیرهن باز، لب غنچه، دهان پر گل

روز پیمایمت و شام تنت را بچشم

از دفتر « چادر »